حقیقت من اصلا نه فیلم معرفی میکنم نه سریال...
چون اکثرا باب میلم نبودند!
خوب تو محتوا و دیالوگ و شخصیت پردازی و داستان و فضاسازی واقعا دقت میکنم...
و خب بعد مدت هامیخواهم این سریال رو هم اضافه کنم به این لیست کوتاه خودم...
"دکتر رمانتیک"
من نه ژانر پزشکی دوست دارم و نه علاقه ای به این مسائل دارم اما خیلی عجیب دل به این سریال اونم با سه فصل دادم و نگاه کردم.
و فقط فقط بخاطر شخصیت اصلی که استاد کیم...
بشدت عالی بود این مدل شخصیت پردازی...
از نقاط قوت این شخص گرفته تا نقاط ضعفش واقعا یک قهرمان تمام عیار بود.
تو این سه فصل کلی ماجرا هست که اسپویل نمیکنم اما بگذارید از این دکتر یکم براتون بنویسم...
ایشون یکی از ماهر ترین و سریع ترین و باهوش ترین جراح ها توی سئول هست.
اما با طرز تفکری که اکثر پزشک ها اون رو قبول ندارن و حتی تره هم براش خورد نمیکنند و جالب اینجاست درسته اون رو بابت مهارت بالا و سرعت عملش ستایش و تحسین میکنند ولی هربار به اون لقب دیوونه و بی عقل رو میدهند....
چرا؟!
مگه چطوری فکر میکنه؟؟
جوابش ساده هست:
مخالف تمام جریان های فکری سرمایه داری که توی جامعه پزشکیشون حاکم هست.
به عنوان مثال این جریان و تفکر ها چی هست؟!عمل میکنند تا سود بیشتری به جیب بزنن...
بیمار براشون حکم دستگاه پول ساز رو داره و نه یک انسان...
قدرت، شهرت، پول و ثروت، پُز علم دانش=>این ها مولفه ی اون افراد و حتی هدف خیلی هاشون هست.
و....
سرِ اتفاقی استاد کیم که تک تک این ها رو توی بیمارستان های پر نفوذ سئول کوبید، از جامعه پزشکی سرمایه داری ترد شد و گمنام در بیمارستان حومه شهر شروع به درمان بیمار ها کرد...
حتی اسمش رو هم تغییر داد..
بو یون جو=> استاد کیم /دکتر کیم
~
القصه اون بیمارستان درسته تو حومه یکی از شهرستان های کره بود اما مکان استراتژیکی داشت...
نزدیک چهار بزرگراه کشور از اون محدوده میگذشت و خب محلی های اونجا و
پادگان های آموزشی و نظامی و
حادثه هایی مثل آتش سوزی...تخریب مکان های قدیمی اون محلات...شکار و شکارچی
و و و
این بیمارستان و ارژانسش هیچ وقت خالی نیست و همیشه مردمی بیچاره و آسیب دیده رو داره..
خب اون پزشک ها با دبدبه و کبکبه کجان؟؟؟
اون پزشک های با مهارت چطور!؟
ایشون یک تنه اونجا رو رهبری میکنه...
تک تک پرسنل و پرستار های اونجا با سرعت استاد کیم هماهنگ شدن و بر مدار استاد کیم میچرخند...
حتی جاذبه استاد کیم و اتفاقاتی که در طول این مسیر میافته باعث جذب تعدادی جوون با استعداد و پرشور و باحال میشه که ابتدا با دکتر کیم وارد دعوا و بحث و کشمکش میشن (به خاطر نظام پزشکی که توصیف کردم اون ها هم متاثر ازش بودن و به همین علت همیشه اوایل با این تفکر استاد کیم وارد جنگ میشدند) ولی بعد از یک مدت اون ها هم عاشق استاد کیم میشن و این شخصیت براشون از یک پدر دلسوز هم پررنگ تر میشه...
(یعنی فقط باید ببینید این شخص چطوری شاگرداش رو جذب میکنه😂
شما فکر میکنید با محبت و لطافت!؟
ابدا!
با خورد کردن بت های ذهنی و و دعوا حتی یک جاهایی فحش و کتک!!😂😂
و البته تهدید!!!
و البتههه بعضی جاها اجرای تهدید!!!
یک جایی واقعا نزدیک بود مچ یک دکتر رو به خاطر تشخص اشتباهش و به خطر انداختن جون یکی قطع کنه!!!!
مگه شوخیه جوون یک بیمار!؟
فقط میتونم بگم عالیهههه عالللییییی)
استاد کیم شاگردای با استعدادش رو با همون تفکر که شما دکتر شدید که بیمار رو نجات بدید به هر قیمتی و حتی به قیمت دور زدن سنت ها عادات و تفکرِ پول و مقام و شهرت به کتف یک دکتر باید باشه و فقط روی مسئولیتش تمرکز کنه...
شاگرداش رو پرورش میده برای تحقق یک رویا و هدف.
که دیگه اسپویل نمیکنم رویا و هدف این تیم چیه...
*یکی از ماجراهاش که خیلی خیلی برام جذاب بود این بود که طی درگیری خلافکار های اون محدوده با پلیس های اونجا تعدادی از افراد هر دو گروه مصدوم میشن و مصدومین هر دو گروه رو میبرند بیمارستان دولدرام(اسم بیمارستان^^)
اونجا شروع میکنند به بحث و دعوا و یقه پاره کردن که اول مصدوم ما معاینه بشه و...
استاد کیم که وارد معرکه میشه با دو تا تشر جانانه همشون به خط میشن و به احترام استاد کیم هیچی نمیگن...
هم خلافکارا هم پلیس ها...
انگاری تاحالا چند بار استاد کیم از مرگ نجاتشون داده که این همه براش احترام قائل بودند...
اونجا همشون به رهبری و مدیریت استاد کیم احترام گذاشتن و ریش و قیچی رو به ایشون سپردن...
جالب اینجاست که خلافکارا براش تا کمر خم میشدن و از اینکه بی هیچ چشم داشتی درمان میشدن سپاسگذار بودن و حتی از جونشون برای استاد کیم خرج میکردن...
میخوام بگم تا این حدددد....
القصه بگم براتون که بشدت برام زیبا بود...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
این مکالمه استاد با یکی از پزشک ها بود که فشار کاری و زندگی اذیتش میکرد...
تلاش و زحمتش از نگاه خودش براش کم و ناچیز بود!!
و به خاطر اشتباهی سهوی داشت خودش رو سرزنش میکرد...
(زنده کردن رویا در جانی خسته...)
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
این هم صحبت هایش به یکی از شاگردهای پر ادعا و کم کارش بود...🥲
این خوبشه تازه...😂
ولی همیشه این روش هاش جوابه😂
ادم ها و دکترها رو سر عقل میاره...
نمیدونم چطوری ولی میاره...
فکر میکنم از یه جایی به بعد محبت و عشق این شخص رو درک میکنند و متوجه میشن که هر چی میگفت صلاح و خوبی خودشونه...
حضرت اباعبدالله [علیهالسلام] در عالَم مکاشفه به یکى از علماى قم فرمودند: مهدىِ ما در عصر خودش مظلوم است، تا مىتوانید درباره آن حضرت [عج] سخن بگویید و قلم فرسایى کنید؛ آنچه درباره شخصیّت این معصوم بگویید، دربارهی همه معصومین [علیهمالسلام] گفتهاید؛ زیرا حضرات معصومین همه در عصمت و ولایت و امامت یکى هستند و چون این زمان، دوران مهدى ما است سزاوار است درباره او بیشتر گفتگو شود.» و در خاتمه فرمودند: «باز تأکید مىکنم درباره مهدى ما زیاد سخن بگویید و بنویسید، مهدى ما مظلوم است، بیش از آنچه نوشته و گفته شده باید دربارهاش نوشت و گفت.»
*از صحیفهی مهدویه.
خونجگر از غمت ای یار نباشم چه کنم؟
#نامیرا
#ماه