متی نغاديك و نرواحك
فنقرَّ عيناً
متى ترانا و نراك
با تو کی صبح کنیم!؟
و شب را پشت سر گذاریم؟!
ای نور دیده!
کی ببینی من را و
من نیز در چشمانت غرق شوم.
#دعای_ندبه
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
پایان کتاب فتح خون/ روایت محرم شهید آوینی
_:منتهی الآمال ، ص ۴۵۵
«ای آن که عباس را دیدی در حالی که حمله می کرد، بر گله های گوسفند و
فرزندان حیدر همه، چون شیرهای یال دار به دنبال او بودند.
به من خبر دادند که بر سر فرزندم ضربتی رسید در حالتی که دست او بریده بود. وای بر من که سر پسرم از ضرب عمود پیچیده شد!
اگر شمشیرت در دستانت بود. احدی به تو نزدیک نمی شد.»
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
إلى حبيبي المجهول
و من أهوي و لستُ أقول
به محبوب ناشناسم
به کسی که میطلبم او را و نمیداند (نمیگویم به او)
ألي عينيك في الغربه
إلي وجه الندي المخجول
به سوی چشم های تو که در دور دست هاست
به سوی چهره شبنم گون خجالت زده ات
ألستُ تراني؟
ألن تهواني؟
ألستُ حبيبة القلبِ؟
نظری بر دل من نمیکنی؟
محبت من را در دل داری؟
عزیزِ نادیده!
هستی؟!
أتسعى إليَّ؟
لنسكنُ فيَّ!
ألستَ تبالي في حبي؟
من را به مسیرم هدایت میکنی؟
من به آرامشت برای ادامه دادن نیازمندم.
مودت در این میان جاریست؟
يا من أسعى
كي ألقاه
ای تو که در جستجویت هستم
برای دیدارت
و هو یسعی
نحو الله
و او که تلاش میکند
برای خدا
(و تویی که برای خدا تلاش میکنی)
یا من وصل بدون وصول
يا حبيبي المجهول
ای عزیز نادیده که از من دوری...
ای محبوب ناشناس من...
أنا في سالف الأيام
أتاتي كم هوى و غرام
من در ایامی دور و دراز...
زمانی که عشق و مهرِت آمد
ولکن أنت وسط هدوء
أتيت تزاحمُ الأحلام
اما تویی (در این ایام/میان این زمان)
که ساکت ماندی.
آمدی با انبوه رویا ها.
(تو به دور از هیاهو برای رویایت جنگیدی و با آن در زمانها جاری و باقی ماندی)
بلا استقبال
بکل جمال
بلا نعش بلا تشییع
بدون استقبال و در خواستی برای تشکر(متواضع و زیبا)
با همه زیبای مسحور کننده
بدون جنازه و بدون تشیع (گمنامی و خبری از تو نیست)
و دون قتال
بلغت العالي
بلا قُبل بلا توديع
و بدون جان و تنی
رسیدی به آسمان
بدون بوسه ای و بدون خداحافظی
صمتک صخبً
فی الأكوان
سکوت و گمنامی تو در کیهان بلند است
اسمک سر
للأزمان
نام تو رازيست
در زمان ها
یا نسل حسین و بتول
یا حبیبی المجهول
(تومثل امام حسین و حضرت زهرا میمانی...
گویی از نسل آنهایی)
أحبك هذا مني بيان
و لن أخفيه بل إعلان
<دوستت دارم>
این حرفِ دل من است.
و مخفی اش نمی کنم و فریادش میزنم.
أحبك يا حبيب الله
و أهوي هذه العينان
<دوستت دارم> ای محبوب خدا
و این چشم ها
که برایشان میمیرم
عیون بصیره
هواك كثيرا
تجاوزت الأنا والذات
چشمان بینایی که عاشقشان هستم
و منی که از نفس و جانم فرا تر رفتم
أنا في حيرة!
وصرت أسيرة
بحبك يا أميري الآت
من حیران و اسیر عشق توام ای مولا و امیر من
أنت أبي
بين الناس
و حسيني
من عباس
أنت محمدنا المجهول
يا حبيبي المجهول
مترجم:
#زنوبا
#زد_حسنی
پی نوشت:
۱.ترجمه تحت اللفظی نیست!
و برای رساندن مفهوم عمیقش کلمه ای دیگری اضافه یا کم کردم.
۲.و پایان این آهنگ که به امام زمان •عج• اشاره دارند.🌿🪐
پاراگراف آخر (از احبک...)
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
إلى حبيبي المجهول و من أهوي و لستُ أقول به محبوب ناشناسم به کسی که میطلبم او را و نمیداند (نمیگو
در ادامه....
به یاد تمام مجاهدان در مسیر
به یادِ مصطفی چمران
امام موسی صدر
سید حسن نصرالله
امام خمینی
امام خامنه ای
عماد مغنیه
شیخ زکزاکی
حاج قاسم
حمید چریک
به یاد سربازانِ امام زمان •عج•
به یاد شهدای گمنام
به یاد اولیای خدا که در مسیرم قرار گرفتند...
به یاد سماء و سپیدم (نام مستعار)
(اشک/شُکرلله)
در آخر همهی این کلمات که متعلق به وجود راه و سلوک اوست/
به یاد محبوب و معشوق و مولای ما
به یاد امام و بابای ما..
به یاد یابن الحسن❤️