ولی جا داره دیگه از آب و هوای مزخرف کرمان یک شکایت نامه به محضر پروردگار ارسال کرده و بگم الهی دورت بگردم یا کولاک کن این آخر سالی رو یا منو از اینجا بکن ببر قطب جنوب من یخورده برف ببینم...
و الان دارم به خودم میگم تو دوباره حالت یکم بهتر شد داری به جون خدا غر میزنی!؟
خب بنده لایقی نیستی دیگه والا الان کرمان رو برف و کولاک با خودش برده بود...🥲💔
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ولی جا داره دیگه از آب و هوای مزخرف کرمان یک شکایت نامه به محضر پروردگار ارسال کرده و بگم الهی دورت
ولی خدایی کولاک یکم برای کرمون سنگینه...میترسم چند نفر جوون بدن و خونه ها خراب بشن و گاز قطع بشه و...😂
خودش برای خودش عذاب الهی باشه...
ولی من حاضرم تو سرما و کولاک جون بدم اما از تشنگی و گرما نمیرم😂💔
خب دوستان خواهشا همین الان دعا کنید حل شه این وضعیت و خب بارون و برف این چند ماه آخر زمستون یا حداقل بهار بباره، چون بحران کم آبی مسئله شوخی نیست و حتی کشاورز های بیچاره که تنها منبع درآمد شون همین باغ و درختشونه سال دیگه به مشکل برمیخورن...🥲💔
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
سال 2006 در اثنای جنگ «تموز» یا همان جنگ 33 روزه، اتفاق جالبی افتاد. مجاهدان حزبالله به سید حسن نصرالله نامهای زیبا و حماسی نوشتند و بر پایداری و مقاومت خود و ادامه دادن راه شهدای مقاومت سخن گفتند. نامهای که در آن عباراتی چون «السلام علیک یا حبیبنا و السلام علیک یا عزیزنا» خطاب به دبیرکل حزبالله به چشم میخورد.
چند روز بعد یعنی در همان روزهای جنگ 33 روزه، سید حسن نصرالله که در شبکه المنار سخنرانی مستقیم داشت، مجاهدان حزبالله را مورد خطاب قرار داد و از آنان، مقاومتشان و شجاعتشان به زیبایی تعریف کرد.
سید حسن نصرالله در جواب نامهی مجاهدین گفت:
«و اما المجاهدین …
… برادرانم !
شما اعماق تاریخ این امتید، شما خلاصه روح این ملتید، شما تمدن و فرهنگ و اساس عشق و معرفت این امتید، شما نشان مردانگی این امتید، شما جاودانگی درخت سدر بر قلههای ما و کرنش خوشههای گندم درسرزمین مایید. شما مانند کوههای لبنان سرفرازید، همواره پرغرور و رفیع و عالی قامتید. پس ازخدا شما امید و پشتیبانید، همانگونه که پیش از این بودید و پس از این نیزخواهید بود .
سرهایتان را میبوسم، سرهایتان را که بالاتر از همه سرهاست میبوسم و دستانتان را که همیشه به ماشه است میبوسم. با همین دستان است که خدای تعالی قاتلین پیامبران و بندگانش و فسادکنندگان در زمین را درهم میکوبد.
گامهایتان را میبوسم که مستحکم در زمین کاشته شدهاند و حتی اگر همه کوهها منهدم شوند، نخواهند لرزید.
ای برادرانم! ای کسانی که جمجمههای خود را به خداوند سپردهاید به دورترین افق بنگرید. جواب من به شما تشکر من از شماست، اگر بپذیرید من نیز یکی از شما باشم و برادری برایتان باشم، برای اینکه شما خود رهبرید و شما سرورید و شما تاج سرید، مایه افتخار این امت ومردان خدا هستید، کسانی که بواسطه آنان پیروز خواهیم شد…»
ماجرای این نامه به همینجا ختم نمیشود. «جولیا پطرس» خوانندهی مسیحی لبنان با شنیدن پاسخ زیبای سید حسن به نامه مجاهدان مقاومت، به قول خودش دلش تکان خورد و فورا به سراغ «غسان مطر» رئیس اتحادیه نویسندگان لبنان که خود یکی از شاعران بزرگ محسوب می شود – می رود و سوژه ساختن ترانه ای بر اساس این پاسخ سید را با وی در میان می گذارد که با موافقت و تشویق او مواجه می شود.
خودش در این باره می گوید:
«من هم مانند همه مردم که پیامها و سخنان سید حسن نصرالله را پیگیری می کردند، این پیام را شنیدم؛ پیامی که ایشان برای مجاهدان قهرمان در جنوب فرستادند مرا تحت تاثیر قرار داد و به اعماق وجودم راه یافت و احساساتم را دگرگون کرد.
شاید این پیام تنها مرا به گریه وا نداشت؛ بلکه میلیونها انسان را منقلب کرد.
این پیام اوج عظمت نصرالله را و افزون بر آن تواضع و فروتنی واقعی او را نشان داد. این پیام که آقای نصرالله با لحن خاصی آن را بیان کردند، تکان دهنده بود.
ایشان هنگامی که به رزمندگان مقاومت گفتند که دست وپای شما را می بوسم و آنان را رهبر و سرور امت معرفی کردند، از نظر عاطفی و انسانی مردم را تکان و به همگان نوید عزت و سربلندی و سرافرازی داد.
این پیام بسیار تاثیرگذار بود و من آن را ضبط و بی درنگ از نوار پیاده کردم. به ذهنم رسید که از حزب الله اجازه بگیرم و از آن سرودی بسازم، لذا از تعابیر و اصطلاحاتی که ایشان در پیام خود به کار بردند استفاده کردیم و از آن شعری ساختیم ...»
جولیا پطرس در پاسخ به خبرنگاران مجلات «لها» و «طرابلس پست» تاکید می کند که فرزندانم را با دیدگاههای سیاسی پرورش می دهم و معنی ندارد که آنها خنثی و بی موضع باشند. در مصاحبه با شبکه ماهواره ای «الجزیره» نیز تنها »هنر متعهد و اصیل« را پایدار می داند و می افزاید:
«انسانهای آرمانخواه هم با باورهای درونی و صحنه های مقاومت و پایداری زنده می مانند.»
او از هنرمندانی که به فراز و نشیبهای مهم جامعه شان بی اعتنا هستند انتقاد می کند و بخصوص با ابراز انزجار از رواج بی بند و باری و برهنگی در میان هنرمندان عرب می گوید:
«اکنون آنها زن را به صورت یک کالا در آورده اند و تلویزیونهای ماهواره ای نقش زیادی در انحطاط و ابتذال بازی می کنند، تا جایی که الان از هر ده کار هنری، هفت اثر «زیر حد مطلوب» هستند.»
منبع : https://nucleader.blog.ir/tag/%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C%20%D8%AC%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%20%D9%BE%D8%B7%D8%B1%D8%B3