هدایت شده از [غوغای ستارگان]
بین شماها یه نفر هست که خیلی عزیزه برام و با اینکه هیچوقت ندیدمش و بجز ناشناس صحبتی نداشتیم اما تو این یه سال خیلی چیز ها یاد گرفتم ازش ...زنوبای عزیزم:)
امیدوارم حالت خوب باشه و زودتر تو کانالت پیامت رو ببینم😭💔
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
بین شماها یه نفر هست که خیلی عزیزه برام و با اینکه هیچوقت ندیدمش و بجز ناشناس صحبتی نداشتیم اما تو ا
عزیزِ دلم الان پیامتون رو دیدم.🥺✨
من زنده ام.
اما فقط زنده ام.
لحظه ی انفجار ها من توی موکب بودم.
و ترس و تپش قلب و لرزش تمام وجود بچه ها رو گرفته بود.
بعد از انفجار دوم ماها رو از موکب خارج کردند که برید سمت جنگل پراکنده شید.
هرکسی تنش به تنت میمیخود، دلت هُری میریخت. چشمات دو دو میزد که نکنه از دلِ درخت ها و بالای کوه کسی تورو هدف گرفته باشه....
خلاصه وحشتی که حس کردم رو هی با مردم غزه قیاس میکردم
به وقت این اضطرار با بچه ها ذکرِ یا فاطمه زهرا أغيثيني و أمن يجيب میخوندیم.
اون لحظه انفجار بمب من موکب، توی قسمتِ فضا سازی اردوگاه، تنها بودم.
جایی که میخواستیم به مخاطب نشون بدیم بعضی از فلسطینی ها هفتاد سال!
هفتاد سال توی چادر با چه وضعی زندگی کردند.
بچه ها پشت سیستم درحال تست صدای آژیر و بمب بودند که یهو از لا به لا این صدا ها، بمب رو تشخیص دادم و با قدم های لرزون رفتم دم در تا ببینم چی شده!
بچه ها متوجه نشدن، من با صدای لرزون داد زدم: بچه ها این صدا واقعی بود، این بمب بود، خدایا مردم...
خدایا...