هدایت شده از 하나 :)
سلام و نور و خداقوت
خدمت دوستان آشنا و دوستان جدید
هانا هستم، یه دختر دهه هشتادی.
اینجا با روایت شهدا از فتح، در سایهی سیرِ سید شهیدان اهل قلم هستیم.
جمعی دوستانه برای اهل کتاب و مطالعه.
لینک کانال:
eitaa.com/revayatfathqalam
📚 قصد داریم مطالعه ی کتاب های شهید آوینی رو ترویج بدیم و با کتاب "رستاخیز جان"شروع کردیم
هشتگ های کانال:
#رستاخیز_جان
#مطالعه
#سکون
#سیر_مطالعاتی
#چگونه_کتابخون_شدم #دشمن_شناسی
#آسیدمرتضی
#دکل
خدای بزرگ!
تو را شکر میکنم که؛
علی(علیهالسلام) را آفريدی
تا در عشق و دردِ تنهایی،
مظهرِ خدا باشد
و دردمندانِ #دل سوخته،
در عالمِ تنهایی به او بیندیشند...
و از تصور چنین محبوبی خدایی،
آرامش یابند...
_شهیدچمران
https://t.me/alaviaat
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
و منی که دارم فقط روخونی میکنم...😐😭💔
امروز هرکی من رو تو دانشگاه میدید:
مأخذ خوندی مدرکم موجوده تو کانالت... فردا داوطلب نشی به قطعات مساوی تقسیمت میکنیم...(اندکی مغالطه)
😐😂😭💔
امروز....
مصادف با هجدهم آبان چهارصد و یک...
همان زمان که دستهایم از شدت سردی هوا انقباض شده بود و سیب سرخم را با سختی نگه داشته بودم و عطرش مستم کرده بود.
همان لحظه که شالم را محکم تر در آغوش میگرفتم.
همان دم که در ایستگاه خط نشسته بودم.
همان دقیقه که نوای چاووشی که زمزمه میکرد به خوان به نام خداوندت...
به جوانی ام اندیشیدم.
به عمر گران قدرم که بی سبب تلف میشد.
به کار های نکرده و مسیر طولانی پیش رو.
همیشه با خودم ذکر میکنم که...
قرار نیست عبرت بگیری!؟
بر چشم به هم زدنی ما نیز به پایان میرسیم...
و آیندگانی که از ما عبرت میگیرند...
آمد...
خورد....
خوابید....
رفت....
حیف منابع و انرژی که هدر تو شد....
بشدت ترس و دلهره این روزهایم است...
شما پیشنهادی برای این قلب نا آرام دارید؟؟
(لینک ناشناس🙄/بیو)
#زینب_حسنی
#امضا_زنوبا
هدایت شده از 하나 :)
زنوبا کاش اکنون در اتوبوس بودم باهم سناریو مونو ادامه میدادیم :)
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
زنوبا کاش اکنون در اتوبوس بودم باهم سناریو مونو ادامه میدادیم :)
کاش تبریز و کرمان نزدیک هم بودن...
در آغوش هم...
اصلا درهم تنیده بودند...