هدایت شده از یادداشت های رهایی
اللهی هب لی کمال الانقطاع علیک
خدایا تنها ترم کن
تا بی انتها تر شوم
هوای چشم مستش در صف مستان شهر
پای کوبی، دست افشانیّ و هم پیمان شوی
این رهِ عشق است و اندر نیستی حاصل شود
بایدت از شوق، پروانه شوی، بریان شوی
#دیوان_امام
#امام_خمینی
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
فرمود: علی جان
فرزندت را چه نامیدهای؟
فرمود: یا رسولالله؛
ما در نام گذارى این فرزند
بر شما پیشى نمیگیریم.
پیامبر(ص) فرمود:
من نیز در این نام گذارى
بر خداوند سبقت نمیگیرم!
جبرئیل بر پیامبر نازل شد.
_ یا محمد؛
خداوند سلام میرساند و میفرماید:
نسبت على به تو،
مانند نسبت هارون به موسى است!
پس فرزندت را
به نام فرزندِ هارون «شُبیر» بنام.
پیامبر(ص) فرمود:
زبان ما عربى است
او را به عربى چه نامی بگذارم؟!
جبرئیل گفت: او را " حُسین " بنام...
#اباعبداللهالحسین
صبح بود و فاطمهسلاماللهعلیها
نان پخته بود،
و همینطور که سفره را پهن میکرد
برای بچه ها شعر میخواند.
_ شبیه پدرتان باشید.
_ از حق حمایت کنید.
_ خدایی را عبادت کنید که به شما
نعمات زیادی داده است.
_آدم کینهای را برای دوستی انتخاب نکنید.
و بعد فرمود:
پسرم حسن؛ مثل پدرت علی باش؛
بند ظلم را از حق بر کن.
بعد فرمود:
اما #حسینم؛ تو هیچ به پدرت نرفتهای!
شبیه پدر من هستی.
امیرالمومنینعلیهالسلام میشنید،
و میخندید.
| مناقب آلابیطالب،ج۳،ص۳۸۹
بیا گاهی از پیله ای که برای خودمون ساختیم بزنیم بیرون، همیشه جهان برای غافلگیری و خوشحال کردنمون سوپرایز های قشنگی داره.
امروز✨🤍>>>
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
✨🪴/•
دلم جواب بَلیٰ می دهد صلای تو را
صلا بزن که به جان می خرم بلای تو را
به زلف گو که ازل تا ابد کشاکش توست
نه ابتدای تو دیدم نه انتهای تو را
کشم جفای تو تا عمر باشدم ، هر چند
وفا نمی کند این عمرها وفای تو را
بجاست کز غم دل رنجه باشم و دلتنگ
مگر نه در دل من تنگ کرده جای تو را
تو از دریچه ی دل می روی و می آیی
ولی نمی شنود کس صدای پای تو را
غبار فقر و فنا توتیای چشمم کن
که خضر راه شوم چشمه ی بقای تو را
خوشا طلاق تن و دلکشا تلاقی روح
که داده با دل من وعده ی لقای تو را
هوای سیر گل و ساز بلبلم دادی
که بنگرم به گل و سر کنم ثنای تو را
به آب و آینه ام ناز می کند صورت
که صوفیانه به خود بسته ام صفای تو را
به دامن تر خود طعنه می زنم زاهد
بیا که برنخورد گوشه ی قبای تو را
ز جور خلق به پیش تو آورم شکوه
بگو که با که برم شرح ماجرای تو را
ز آه من به هلال تو هاله می خواهند
به در نمی کند از سر دلم هوای تو را
شبانیم هوس است و طواف کعبه ی طور
مگر به گوش دلی بشنوم صدای تو را
به جبر گر همه عالم رضای من طلبند
من اختیار کنم ز آن میان رضای تو را
گرم شناگر دریای عشق نشناسد
چه غم ز شنعت بیگانه آشنای تو را
چه شکر گویمت ای چهره ساز پرده ی شب
که چشمم این همه فیلم فرح فزای تو را
چه جای من که بر این صحنه کوه های بلند
به صف ستاده تماشای سینمای تو را
بر این مقرنس فیروزه تا ابد مسحور
ستاره ی سحری چشم سرمه سای تو را
به تار چنگ نواسنج من گره زده اند
فداست طرّه ی زلف گره گشای تو را
بر آستان خود این دلشکستگان دریاب
که آستین بفشاندند ماسوای تو را
دل شکسته ی من گفت شهریارا بس
که من به خانه ی خود یافتم خدای تو را
#شهریار
*صدای امام خامنهای🤍✨