eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
31.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪴✨🪐🥺 بلاگر الجزایری که خیلی دوسش دارم
یک جا خوانده بودم آدم وقتی دلبسته است از سمت همان محبوبش آسیب پذیر میشود. حالا من فکر میکنم شاید به همین خاطر است که آدمیزاد بعد دلدادگی لحظه به لحظه و موشکافانه حالات و رفتار و اعمال عزیزش را زیر نظر دارد و به محض کمترین تغییر متوجهش میشود. چرا که کوچکترین سردی، خردترین تلخی برای کسی که دلبسته شده، بزرگ ترین آسیب است. آدمها اهلیِ شیوه ی نگاه کردن، صدا زدن، بها دادن، در آغوش کشیدن میشوند. و زمانیکه این شیوه تغییر میکند دچار مرگ تدریجی میشوند. " تو چرا مثل قبل صدایم نمیکنی؟!" "چرا تماس های تلفنی مان انقدر کوتاه شده؟" " چرا وقتی در آغوشم میکشی مثل قبل مکث نمیکنی و من را چند دقیقه میان بازوانت نگه نمیداری؟!" "چرا دیگر از غمم غمگین نمیشوی؟" " قبل ترها بحثمان میشد خوابت نمیبرد. دیشب تا صبح منتظر پیامت بودم. خوابیدی؟!" "حال بدم برایت مهم است؟ چرا دیگر نشان نمیدهی؟!" " عصبانی که میشدی میگفتی حیف که دوستت دادم و حرفی نمیزدی. اما مدتی است با کمترین بحث سرم فریاد میزنی. چیزی شده؟!" و... فکر میکنم اگر کسی مقابل دیگری می ایستد و این حرفها را میزند دارد عملا با فریاد میگوید: "من دچار تو شده ام و تاب دور شدنت حتی قدر یک قدم را ندارم." میگوید: "تو میتوانی من را ازرده کنی. اما نکن..." میگوید: " منکه داشتم زندگی‌ام را میکردم، خودم باخودم بودی. تو آمدی گفتی از حالا ببعد میخواهی مراقبم باشی. گفتی تکیه کن. گفتی نترس. حالا چرا دستهایت را با بهانه و بی بهانه از پشتم برمیداری؟ حالا که یادم رفته چطور مراقب خودم باشم؟!" .... بعد ازین فریاد زدن ها و در میان گذاشتن ها، تقلا کردنها برای آنکه همه چیز از دست نرود. سر و کله پذیرش از راه میرسد. کسی که دلبسته، دیگر جدل نمیکند. عقب میرود. سر زانوهایش را میتکاند و با چشمهای خالی میپرسد:" گذاشتی از دست بروم؟" بعد پوستش را برمیدارد و در سکوت برای همیشه میرود. https://t.me/mimsani
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
دیروز این انیمیشن رو دیدم. باید بگم که، خیلی خوب بود.🥺🤌✨
هر جا که باشم، آسمان مال من است. ☁️
هر کسی وسعت بیشتری داره، سهمش از آسمان بیشتره. مثل اقیانوس.🌊🌅
وای خدا... از کنار خونه رویاهام رد شدم. حوالی خیابون نماز و عباسعلی بود. نما آجرِ قهوه ای متالیک، با در و پنجره سبز زیتونی. حس میکنم خونه باغ بود. خونه ای با غربت درخت های گردو و مجنونِ پاییزی، که هنوز رنگ بهار ندیده.