تمام چراغ های خونه رو خاموش کردم و شمع روشن کردم.
و به صدای بارون رعد برق گوش میدم و کتاب میخونم.
بعضی از آدم ها مثل آفتاب اند.
درسته خیلی دور و دست نیافتنی، اما نور و گرمای وجودشون از کیلومتر ها دورتر تو رو در آغوش میگیره و قشنگ تمام دلتنگی و غمت رو میچلونه.
امشب نم بارون زد به کاهگل دیوار ها و خاک باغچه و غبارِ سنگ فرش ها،
انگاری بوی بهشت پیچید همه جا.
الان هم به شکل خیاری با خواهرم خوابیدیم توی یکی از اتاق های خونه باباحاجی و پنجرهی قدی رو به حیاط رو باز کردیم و از بویِ محبوب و دلربا لذت میبریم.
خدایا از من این نعمت ها رو نگیر.
من اگر این حلاوت رو نداشته باشم که دیگه توان بندگی شما رو ندارم.
خدایا روز افزون کن این برکت و رحمت و نور رو.
و به هر کس که محتاجِ دَمی از بهاران هست نظر لطفت رو دریغ نکن.
آمین.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
من خوشحال ترینم چون دوره ی اردیبهشت پیشرو زهرا زنجاری رو ثبت نام کردم.✨
:>
https://library.nerdishme.ir/
برای خرداد اگر تونستید ثبت نام کنید.
تا شنبه وقت دارید.
هدایت شده از آفتابگردونم 🇮🇷
بنابراین آینده معلوم است. سرشار از امیدها، تردیدها، عزمها، بلاتکلیفیها، برنامهها و بیمها هستم. فعلا فقط از یک چیز مطمئنم: همیشه داستان جالبی وجود خواهد داشت؛ نه فقط برای من.
#نامه واتسلاف هاول به اولگا
هدایت شده از گالری اَریحا|دفتر دستساز🌸🌿
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
دعایِ عاشقانهیِ سمات....💚
غروب جمعه و این دعا>>>>>>
.