eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
217 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
@zenoba_hasani Haj Mahmoud Karimi - Ey Mahe Tabanam.mp3
زمان: حجم: 4M
خرامان خرامان می‌روی سوی میدان... توصیف حاج محمود از رفتن حضرت علی اکبر به میدان ... من عاشق این جزئیاتِ روضه ام🖤
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
_:[حسین جان، صدای نفس نفس زدن علی اکبرت را موقع دویدن و بازی با کودکانِ حرم‌ شنیده ای!؟ مثل نسیم اول صبح لا به لای برگ های نخلستون. رقیه را نگاه! روی دوشِ برادرش فرمانروایی می‌کند. اتفاقی افتاده در آن گوشه، بغل خیمه!؟ فکر کنم سکینه قهر کرده اکبر دارد نازِ دُر و یاقوتت را می‌کشد. ماشاءالله اکبر یلی شده با آن شانه های پهن و عریضش سکینه و رقیه را با هم به دوش کشیده. (نفس عمیق) با وجود علی چه کسی جرعت دارد نگاه چپ به اهل حرم کند؟! نه حسین، نه مولای من نگران نباش. میوه های عمرت لشکر یزید که سهله، لشکر ایران و روم حریف ندارند.] دخت حیدر خودش رزم اوری بود برای خودش، راست گفت. دور تا دورِ محدوده حرم تیرانداز خوابیده بود. تور هایشان را بر تل های اطراف پهن کرده بودند. منتظرِ پرنده های مهاجر. با نامردی علی و عباس و قاسم و جوانان بنی هاشم را زدند. والا جرعت دارند رخ در رخ رزم اوری طلبند. حریف نیست. بنت حیدر می‌گوید نیست. نگرد. نیست. هرچی بود حیله و نیرنگ و فریب بود. نیست. نگرد. . @zenoba_hasani
عبایش را بر رملِ سوزان نینوا پهن کرد. بدنِ پاره پاره اکبرش را از دل تیر و نیزه درآورد و بر عبا نشاند...
فریاد که: جوانان بنی هاشم بیایید.... علی را بر در خیمه رسانید....
هدایت شده از [غوغای ستارگان]
آرام جانت می‌رود سوی سفر لیلا...
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨💔🦋 حينما يمشي المسافر يزهر دربُ الرحيل وقتی مسافر به راه می‌افتد و مسیر عزیمت را شکوفا می‌کند و نور به آن مسیر می‌بخشد. نسكب الدمع عليه من عيون سلسبيل برای او اشک هایمان جاری شد، از چشمه های سلسبیل. والدی اليوم يغادر خلفهُ الشوق يسيل پدرم امروز می رود پشت سرش حسرتها است تدعو امي ياالهي احرسه في الدرب الطويل و مادرم دست به دعا می‌برد که در این مسیر طولانی از او محافظت کنید. قلبي يردد في الغياب هل يعودُ المستحيل؟ قلبم در غیابت تکرار می‌کند آیا ممکن است برگردی!؟ في عتم ليلي يا تُرى أين ذوالوجه الجميل؟ در این نیمه شب تصور میکنی این صورت زیبا کجاست!؟ والدي يوم الشهيد كُرمي لغزة و الجليل روز شهادت پدرم مایه افتخار من برای غزه و جلیل است بوركت يا أرض الجلال ها هو الموت النبيل مبارکت باد ای سرزمین عظمت این یک مرگ با شرافت است فبحضنك جسد أبي و الروح للرّب الخليل در آغوش توست پیکر پدر من و روحش دوست و مقرب پروردگار است.
یه قلب مبتلا توی سینه است، مریضم و دوام ابوالفضله....