هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
Mahmood Karimi ~ Music-Fa.ComMahmood Karimi - Darya Ke Be Roodkhaneha (128).mp3
زمان:
حجم:
2.3M
صد بار اگر علقمه را فتح کنم
هربار دوباره تشنه بر میگردم
لب تشنه ز علقمه گذشتی آری
دریا که به رودخانه ها رو نزند...
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ادب داشت.
یک عمر همراهِ پدرش جز مشق میدان چیزی ننوشت.
روز و شب #رویا ی رزم و دور حسین گشتن را در دل و سر میپروراند.
حسین ع اذن میدان را برایش باطل کرد.
لب به اعتراض نگشود.
قرار بود لشکر یزید را تار و مار کند.
دیکته حیدر را در دل میدان پیاده کند
مگر تکرار خیبر کاری برای عباس ع داشت!؟
اما امام طلب آب از او کرد.
حتی از دلش نگذشت که چرا رویایم باطل شده.
حتی فکرش را نکرد.
گفت چشم
سمعا و طاعتا یا مولا
علی عینی
دورِ سرت بگردم شرمنده اهل خیام نباش.
من بمیرم مولایم نگرانِ طفلان شده.
شما دلت به عباس قرص باشد.
(سردار عشق و ادب)
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ادب داشت.
یک عمر برادرش را با اسم صدا نزد. یک عمر کمتر از مولا به امام و برادرش نگفت.
اون موقع وقتی مستأصل و ناچار شد. از دلش جوشش مهر برادری بالا گرفت.
به مولایش گفت برادر به فریادم برس.
اخا ادرک اخا...ک
صحنه ای عاشقانه تر از این هست!؟
(اقای عشق و ادب )
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ادب داشت.
حتی لب به اب نزد...
مولایم تشنه باشد و من آب نوشم!؟
مولایم تیره و تار ببیند و من با قطره ای بینا و توانا شوم؟!
هرگز!
عقلی که عاشق شد و ادب فرا گرفت، جوانمرد خواهد شد.
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ادب داشت.
وقتی امان نامه به دستش رسید، مویرگ های کنار شقیقه اش ملتهب شد و دو ابرویِ کمانش را به هم گره زد نزدیک بود تیری پرتاب کند و بر جگر شمر بنشاند.
حسین ع که حالت چشم هایش و مشت دستانش را دید به سمتش دوید دو دستش را بر روی قلبش نهاد.
عباس سر به زیر انداخت.
به تک کفش های امامش خیره ماند.
نتوانست به نگاه حسین دل دهد.
مدام در سرش میپیچید که چرا این امان نامه را باید بگیر؟
یعنی زمین و زمان به من شک کردند؟
امتحان! من جز حسین کسی را دیدم؟
من در قلب حب و محبوبی غیر مولا دارم؟؟
ادب داشت.
(الهی دور سرش بگردم...
واقعا حالات عباس جز عشق و ادب بود؟)