eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
229 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقت بود از روزمره ام چیزی نگفته بودم. اما الان واقعا دلم خواست از این صبح چیزی رو ثبت کنم. حال و هوای این روز ها داره کم کم به سپتامبر شبیه می‌شه و من تو ماه سپتامبر، ماهی که منتهی به پاییز می‌شه، تخیلم چند برابر قوی تر می‌شه. من این ماه رو با تمام وجودم زندگی می‌کنم. حتی اگر درد و رنجی عذابم بده، اون رو با تمام وجود بغل میکنم و ازش لذت می‌برم. مگه می‌شه ادم از رنج لذت ببره!؟ حقیقتا آره، آدم اگر خدا و اهل بیت رو کنار خودش حس کنه...بله... و در این هوای قشنگِ سپتامبر اون ها رو زیباتر از قبل میبینم. این حال و هوا یعنی خورشید سپتامبر که تصمیم گرفته مهربون تر از قبل باشه اما هنوز گرم و صمیمی قبل باهاشه، یعنی پرنده های مهاجر که داره کم کم زمان کوچ و هجرتشون نزدیک می‌شه، یعنی ماه مدرسه ها و بوی دفتر و کتاب و کیف و کفش نو، بچه تر که بود برای خرید با مامانم و وول خوردن تو مغازه های لوازم تحریر و کیف فروشی و کفش فروشی پر پر میزدم و روزشمار گذاشته بودم. بنده خدا رو کچل می‌کردم. تو این ماه حتی کارتون و انیمیشن دیدن برام یه حس ناب داره. انگاری داری تو یه دشت قشنگ میدوی و جیغ می‌کشی و بادِ سرگردونِ سپتامبر که نه سر و استخوان سوز هست و نه گرم و کلافه کننده، از لا به لای موهات عبور می‌کنه. آنشرلی رو فقط باید سپتامبر دید و خوند. من همیشه آفتاب بعد از ظهرِ ماه سپتامبر گرین گیبلز رو تو رویاهام تصور می‌کنم.... کتاب رو تو این ماه باید خورد.‌‌‌... شب های پر ستاره اش رو باید بوسید... نسیم و دلبری از درختان بی هوش و حواس که تن به پاییز میدن و میمیرن رو باید بغل کرد و و و
از وقتی رفتم مشهد گلدون های شمعدونیم رو گذاشتم تو خونه و هوای بسته... یادم رفت به عمه ام بگم آبشون بده... خشک شدن.... واقعا حالم بده.... اگر نمی آوردم شون تو خونه بی آبی و گرما نمی‌کشتشون... حتی کود شُک هم بهشون ندادم... نزدیکه دیوونه شم.
و هوای گرم باعث شد حسن یوسفی که به زحمت زنده نگه داشته بودم و تازه بهار داشت جوون می‌گرفت، پژمرده شه...
فقط پتوس برام مونده...💔✨
قشنگی های تابستون...
خیاطی جزو سخت ترین کار های عمرم بود... اما بلاخره تونستم...
خیلی خیلی ناراحتم. استاد غلامی اومدن کرمان و من امشب نتونستم پا کرسی درسشون حاضر شم
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
من همه دلتنگی ها و دلشکستگی ها رو به بابام و مولام می‌سپارم. بابام بلده غبار های قلبم رو بتکونه و جای زخم هام مرهم بنشونه. بلده آدم هاي بي ارزش رو از درونم پاک کنه و به جاش انسان هایی با روحِ بلند بنشونه. بهم رو یاد می‌ده، ، ، ... من اگر بابا رو نداشتم، تا الان مرده بودم. من مال این دنیا و آدم های این‌ دنیا نیستم، اگر مولا نبود قلبم برای همیشه از بین می‌رفت. و احتمالا هیچ وقت سرپا نمی‌شدم.
دنیایانا ظلام و الخدمة ضوی دنیای تاریک ما با نوکری او روشن می شود الما یبجی حرام یطب ریتة هوی کسی که برایش گریه نکند حیف است نفس بکشد الماء عنده حسین ... آخرته لوین کسی که امام حسین علیه السلام ندارد عاقبتش به کجا می رود ؟ تالیها یصیر ... والماکو سوی آخرش این می شود بود و نبودش فرق نمی کند من حقی اهیم محبوبی رحیم حق دارم از عشق او شیدا شوم چون محبوب من بسیار مهربان است الماء یرضی یجیه یمشیلة هوی کسی که به سمتش نیاید او خودش می آید