حس قشنگیه روی موزاییک های حیاط بخوابی و به ستاره ها نگاه نگاه کنی...
شهری جماعت این احوال رو نمیفهمن! بس که شهر آلودگی نوری داره.
یادش بخیر بچه که بودم با عموم که دراز میکشیدیم توی حیاط، بهش درباره رویای فضانوردی و رفتن به مریخ و ماه میگفتم و اون هم تمام اطلاعات فضاییش رو میکرد. بهم دب اکبر و دب اصغر رو نشون میداد و درباره سالهای نوری و فاصله زمین تا خورشید و بقیه سیاره ها حرف میزد.
منم با شوق گوش میدادم. جوری چشمام برق میزد که قشنگ تو تاریکی شب میشد نورشون رو ببینی.
گاهی وقت ها با خودم میگم کاش رویای بچگی هام رو ادامه میدادم...
من عاشق غرق شدن توی خلقت خدام.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ترجیحا نور گوشیتون رو زیاد کنید.
*کاش گوشیم قدرت بیشتری برای ثبت ستاره ها داشت...