هدایت شده از |ناٰمیراٰ|
وقتی شروع میکنی به تلاش کردن برای خودت،
توی چنان راه پر پیج و خمی میفتی که برای هر تغییر باید با خودت وارد یک جنگ تمام عیار بشی.
تو این راه شکست های تو در برابر خودت، دردهای فراموش نشدنی داره و پیروزی های ارزشمند تو، مقابل بی ارادگی هات و سختی های روزگار، هربار از تو یک قهرمان تکرار نشدنی میسازه.
کسی که در مسیر اهدافشه، عاشق تک به تک قدم هاش میشه، حتی اون قدم هایی که به شکست ختم شده. چراکه قهرمانی، نقطه ی مقابل شکست نیست، گاهی یک شکست خودخواسته از یک فرد بازنده یک قهرمان میسازه.
اگر عاشقانه از خودت میگی، از خودت و قدم هات تعریف میکنی و آدمها فکر میکنن تو درگیر خودشیفتگی هستی، هیچ اهمیتی نده. اونها یاد گرفتن عادی زندگی کنن، اونها یاد گرفتن از جاشون تکون نخورن، اونها نمیدونن حال تو چیه تو چقدر با خودت کیف میکنی... اونها نمیدونن تو در چه جنگ هایی با خودت پیروز شدی. اونها دیروزِ تنبلی و بی ارادگی تو رو زندگی میکنن و باور نمیکنن تو فردای اونها رو قدم بزنی.
پس ادامه بده، ادامه بده و ادامه بده...
بهت قول میدم یک روز تمام اونها که فکر میکردن دیوونهای، دنبال جای پات میگردن... باورت کردن هرچند دیر و تو، روزی کنار افرادی خواهی بود که تو رو؛ جنگ های تو رو و اهداف بزرگ تو رو خواهند فهمید.
هر شروعی برای آدمی مثل طلوع آفتاب، همین قدر پر شور و هیجان و پر از نور و برکته...
هنر آدمی اینه که با تمام بالا پایینی های روزگار همچنان ادامه بده.
حتی اگر حالش مثل اول خوب نیست.
حتی اگر تمام وجودش درد میکنه و دنبال پناهگاه هست...
به پروردگار سپیده دم پناه میبره و مجدد شروع میکنه...
دوباره زمین میخوره...
اما بلند میشه و به پروردگار سپیده دم پناه میبره و مجدد...
نترسید، هر روز برای ما طلیعه زندگی و نعمت زیبای حیات هست.
نگاه کنید چقدر طلوع امروز قشنگ بود. :>
*قل اعوذ برب الفلق