اومدی بیرون و ببینی نم بارون زده و تو این حال حضرت زهرا هم تورو دعوت کنه و بگه : یه چای روضه، توی این بوران مهمون ما نمیشی؟؟؟
دارم توی بلوار جمهوری مثل دیوونه ها دنبال گاری لبو فروشی میگردم....
چرا کرمان نباید گاری لبو فروشی داشته باشه!؟
من به بلال هم راضی ام.....
الان غمگین توی اتوبوس نشسته...
کوله رو مثل عروسک محکم بغل کردم...
لب و لوچه اویزون...
هی....