هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
@ocean_h VID_20240815_133135_585_15082024.mp3
زمان:
حجم:
14.4M
پلی کنید و متن زیر رو بخونید؛
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
[۱]
به گمانم که چشمانش چیزی میدید که نمیدیدم.
گویی از عالم معنا برایش پیغامی از نور رسیده بود.
چشمانش از کهکشان ها خبر میداد.
از دل پر صبر و رنجورش که فقط خدا میدانست چه ها در آن میگذشت.
یک روز از زبان خودش شنیده بودم که میگفت چشم از دل خبر میدهد، اگر دل کسی پر از احساس شد از چشمانش سرازیر میشود.
اگر دل کسی در آن کینه جا گرفت،
خشم از چشم ها نمایان میشود.
اگر دل مثل سنگ بی روح و بی تفاوت شد، چشم سرد و یخ میشوند.
....
...
..
از آن زمان فقط به چشمانت نگاه میکنم.
با وسواس تمام آن ها را میکاوم.
از حالت مژگان بلندت،
تا خماری و مستی پلک های افتاده ات.
امشب چشمانت عطش داشت،
عطش به آسمان.
با حسرت سرابِ دشت رفح را مینگریستی.
میدانم در اندیشه چه هستی محبوبم، در فکر روزهایی که گذشت،
در فکر برادرت که به همراه زن و بچه اش زیر آوار ماند،
پدر و مادرت که در حسرت فلسطین آزاد جان دادند،
و تنها سهمشان از خاکشان آن نیم وجبِ کنار درخت زیتون در جمیل شد.
محبوبم،
امشب از چشمانت....
چشم از نگاهت میدزدم.
نگاهی به در چادر کنار آن نخل کوچک می اندازم که بچه هایمان آنجا خوابیدند.
مجدد نگاهت میکنم.
محبوبم از چشمانت....
یاد آن روز که میافتادم قلبم ریش میشود،
حنین (رفیقِ شهید) در چشمانش چیزی بود مثل الانِ تو.
محبوبم از چشمانت...
محبوبم داری از چه سخن میگویی!؟
از فردای بدون تو!؟
از اینکه بی تو این مسیر را تا رویای سبزمان قدم بردارم!؟
محبوبم از چشمانت...
از چشمانت...
امشب...
از چشمانت عطر هجرت میآید.
عطر خداحافظی
..
عطر شهادت...
#زنوبا
#زد_حسنی
هي تلبية لروحه العالقة بين جنبيكَ أنت
لصوته الّذي يتردّد في أذنيكَ
لكلماته الّتي رسمَت عقيدتكَ هذه،
هي تلبيةٌ مديدةٌ
تُحتمل بحبٍّ وثباتٍ وأمل
هي تلبية
تستمرُّ
كُرمى لعينيه
ولأجله ألف مرّة ومرّة.
ريان.
هدایت شده از •|فيالْحِضنِالعَربي|•
حدد وقتًا للخلوة مع أرواح
المقاومة العظيمة والتحدث معهم..
زمانی را برای خلوت کردن با
روح های بزرگِ مقاومت و
صحبت کردن با آنها مشخص کنید ..
پایان کتاب لوثیا/
و قلبی که برای همیشه در اعماق صفحات این کتاب میماند...
*به وقت هشت صبحِ سوم ماهِ هشت، سال سه
۸:۰۰
۰۳/۰۸/۰۳