زِنُوبــــــاٰ|𓂆
یه زمانی دلیل صبح زود بیدار شدنم ایشون بودن.... صبح ها به عشق این بیسکویت از خواب بیدار میشدم که با
* آخه شما طراحی جلدش رو نگاه کنید!؟
واقعا سلیقه و هنر درونش موج میزنه...
من عاشق پوسته اشم.
خیلی رویاییه.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
امروز با گذشت نیم بیشتری از پاییز، سوز پاییز رو حس کردم.
کویر دقیقا چنین حالیه
دقیقا عین پهلون پنبه ای که تو برنامه عموپورنگ بود!!!
همون شیره!!!
که یهو تهی از زور و قدرت میشد...
باید بادش میکردن تا دوباره انرژی بگیره....
یه همچین حالیم....
نیاز دارم یکی منو باد کنه.
منم بلند شم بگم: بوم بالا بوم باااا پهلوون پنبه ام...
و مجدد به زندگی خودم برگردم و کارام رو انجام بدم.
و در واقع همه آدم ها یه پهلوون پنبه درونی دارن که هر بار به سوزنی که میخورن تمام زور و بادشون گرفته میشه.
*تا اکتشافات و تفکرات فیلسوفانه بعد خدا یار و نگهدارتون.