روزای رفته اون سال ها که بودید و با قدومتون بیت الزهرا عِطر یاس میگرفت...
همون روز ها که به انتظار اذون مغربش کل صبح و ظهر رو سپری میکردم تا از اون بالا...
زمانی که دارید به قامت دریا اقتدا میکردید...
یه دل سیر نگاهتون کنم....
تمام حرکاتتون زیر دوربین چشمان کم سویم کنترل میشد....
رکوع...سجود....قنوت....قنوت...قنوت....
هدایت شده از «چَندمین دُختر نبي آدم»
هر گاه به این فکر میکنم که
خداوند بلند مرتبه و صاحب اختیار و زمام
دار تمامی امورات موجودات اعم از بد و خوب
بودن انسان ها برای همه شان خوب مطلق میخواهد
آرامشی عمیق بر قلبم ساکن میشود.
و یقین پیدا میکنم که حتی آزار دهنده ترین
و سخت ترین و تلخ ترین اتفاق های زندگی
ام ناشی از رحمت و حکمت خداوند است...به قول یک عزیزی که در سخت ترین شرایط ممکن
حضورش همچون سرو سبز قامت بود...
خدا که برای بنده هاش بد نمیخواد :)