من لحظاتی پیش آخرین کلاسم رو با بهترین استادم به پایان رسوندم...
و این ترم آخرین ترمی بود که با بچه های هم ورودیم بودم...
مثل اینکه آخرین روزیه که دارم دروس تخصصی میخونم و سر کلاس شرکت میکنم.
یک ترم دیگه دارم که کلا ۷ واحد دروس عمومیه.
و خب حس عجیبیه...
دارم کم کم پرونده این مرحله از زندگیم رو میبندم...
پینوشت:برگه برای خلاصه نیوردم مجبور شدم تو لیست برنامه ریزیم چیزی بنویسم...
(*´-`)
*چند قدمی لیسانس
هدایت شده از معلم روزهای آبی
چرا با اینکه میدونی داره دیر میشه از سرجات بلند نمیشی؟
ليتي كنت ثقبا علي توب أمي علّها تصلحني...
فلأمّهات يصلحني كلّ شيء...
حتي القلوب...
کاش یه درز روی لباس مادرم بودم تا درستم کنه؛
آخه مادرها همه چی رو درست میکنن،
حتی دلهارو.
#زهرا_ایزدینیا
کُنجِ اتاقم نشستم و شال بافتم رو کشیدم روی سر و شونه هامو در حال گلدوزیِ خاص ترین جانمازم هستم....
پینوشت: همچنان برای داشتنش کسی چیزی نگفته..میتونی بخری این زیبا رو....
البته چون خیلی گلدوزی سختی داره احتمالا تا بهمن دیگه چنین کاری رو قبول نکنم...
(بخاطر امتحانات🥲💔)
و فقط همین یدونه هست....
@babone20