eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ماوی
زمان، باریک‌تر از گذرگاه‌های یالِ کوه‌های برف اندودِ تصویرها و عمیق‌تر از نگاهِ ملتمس دره‌ها بر ستارگانِ شب‌های بی‌مهتاب بود؛ که ما خویش را در نهایتِ ساده‌ترین دروغ‌های رنگین ذهن، از انتظار گشایش مبهماتِ مرز ناپذیر می‌رهاندیم! - |باردیگرشهری‌که‌دوست‌می‌داشتم| - Mava !🌿'
هدایت شده از من چیزهایی شنیدم؛
خطاب به‌‌‌ بی‌پولي .
هی میخوام براتون بنویسم... اما دستم به قلم نمیره... نه که نخواماااا...نمیشه.... انگاری تَه کشیدی... داری دلت رو میچلونی.... هیچی ازش کنده نمیشه... لامذهب!! یه بار نه... صد بار بهش گفتم: دِ قربونت، باشه شما اون بالانشین دل ما، فرمانروایی کن. اصلا کُلش واس شما. فقط ایقدر به خروجی های این فلک زده کاری نداشته باش دیگه. بزار هرچی از دلم گذشت به زبونم جاری بشه دیگه. گفتی : نه اینجا مُلک منه و من مالک...شما کی باشید!؟ دیگه بعد اون اصراری به گفتن راز و نیاز دلم نکردم... نه که نخواما....نمیشه... اصلا همون بهتر... اوشون که شده همه کارِی ملت ما، پُر بی راه نمیگه. گاهی محافظه کاری و سکوت راه حل ما دل سوخته هاست... هرچیزی که نمیشه جار زد... البت نه که نخوامااا.... نمیشه.... :) زنوبا
اصلا بگذار دلت را دعوت کنم به سوز صبحی زمستانی. بر کران طلوع آفتاب اسفند ماه. بر قله‌ی کوهِ سپید پوشِ سیم‌گون. با نوازش باد بر زلفانت. با ارکست چلچله های عاشق‌وشِ بلوطی. با فنجان قهوه‌ی ترکی که انگشتان سردت را به دیواره های فنجان دخیل میبندی. و آن گرمای سوزانی که در دستانت به جریان است.نه تاب دل کندن از این را داری نه حرارت جاری را تاب تحمل. گاه دسته فنجان را میگیری و گاه دیواره آن. بر روی برف خمودِ بر دامنه کوه، گام برمیداری. قُرچ قُرچش را از نوک پا تا تک تک کروموزم های تنت حس میکنی. در راه زمزمه درختِ تازه از خواب بیدار شده تورا میخکوب، به درنگ و نگریستن و تامل باز میدارد. بوی بهاران؟! بوی زمستان؟! نقطه ای که گاه رنگی بهاری و گاه رختی از سپیدی بر تن دارد. حال این پرادوکس قمزه ای بَر برِ روشنی شعرهایت میزدند و کنون خون چکیده از آن حاصلِ بی تدبری طبیعت است یا بشر دو پا!؟ افسوس!!! افسوس؟؟ افسوس. @zenoba_hasani
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
اصلا بگذار دلت را دعوت کنم به سوز صبحی زمستانی. بر کران طلوع آفتاب اسفند ماه. بر قله‌ی کوهِ سپید پو
اخخخخخ... دیدید چیشد؟! یادم رفت بگم: اونجا جیغ میکشید و فوج فوج پژواک صداتون برمیگرده کنارتون... مثلا بلند بگید :"دوست داارممم" اگر نیومد بغلتون کنه...
بله به فال نیک میگیرم...☁️
رکیذAudioCutter.mp3
زمان: حجم: 1.7M
[ و گفت خانه‌ها در غیاب ساکنانشان می‌میرند؛ و به قلبش اشاره کرد ]
رها رها رها من...