هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
:)
این حجم از انسانیت و فداکاری در کدام مرام و مسلک آموخته شده؟
آن هم در زمانه ی مال اندوزی و ثروت پرستی...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
:) این حجم از انسانیت و فداکاری در کدام مرام و مسلک آموخته شده؟ آن هم در زمانه ی مال اندوزی و ثروت پ
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی
ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان
چند و چند از غم ایام جگرخون باشی
حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است
هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی
#حضرت_حافظ
تو این دوره و زمونه برای اینکه آدمی قلبش مسخ نشه و انسانیتش پا بر جا بمونه باید پا بگذاره روی خیلی از لذت هایی که شاید بدون مشکل اند اما بعضی انسان ها حسرت داشتنش رو میخورند...(البته این نظر منه!)
مثلِ غذا رو با حرص و ولع نخوردن یا کمتر غذا خوردن.
مگر میشه آدم ویدیو های بچه های غزه رو ببینه و باز هم لقمه ای به دل خوش از گلوش پایین بره!
مثل آب رو درست و بجا مصرف کردن.
مگر میشه آدم کمبود آب توی برخی از مناطق کشور و خشکسالی رو ببینه و باز اب رو هدر بده یا اصلا هدر نه!!
مصرف روزانه اش رو به حداقل نرسونه!؟
مثل خاموش کردن یک لامپ که داره بیهوده میسوزه.
مگر میشه این قطعی برق رو بینیم و باز چراغی روشن بگذاریم و بی توجه به اسراف باشیم!؟
مثل انفاق!
مگر میشود همسایه، فامیل، دوست، مردمان دیگر(مثل غزه) محتاج مایحتاج زندگی خودشون هستند و ما بریز و بپاش داشته باشیم و پولمون رو هدر بدیم و یا نه حتی بیش از نیاز پسانداز کنیم!!
مگر میشه!؟
مگر انسانیت غیر از اینه!؟
اگر این ها پایمال بشه چیزی از روح و قلب ما باقی خواهد ماند!؟
عاقبت ما هم مثل قارون و هارون هایست که نه تنها اسراف کردند، بلکه انسان های دیگر رو ندیدند و در قلمرو خودشان جولان دادن و پز دادن و مثل خر خوردن و نوشیدن...
عاقبت هم با مرگی که گویی عبرت برای آیندگان باشد هلاک شدند!!!
کاری به علت این اتفاقات ندارم!
اما برای عدالت باید قدمی برداریم و خودمون رو اصلاح کنیم.
حتی با قدم کوچیک!
حتی با اقدامی خیلی ناچیز!🪐✨
روزی که هیچی بدردتون نمیخوره!
جز اون قلب سالمی که خداوند
بهتون عطاء کرده است.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
یا حسین مولا
یا حسین مولا
حسین مولا
حسین مولا
ای حسینِ سرور
ای حسینِ دلبر
ای حسین، ای نور
ای حسین، ای شور
---
شَوقاه… لِكُلِّ مُتيَّم
وَفّى… العقيدة بالدَّم
شَوقاه… لِنخلةِ ميثم
شَوقاه… لِصحبِ محرم
لِدمعِ محرم
وأقسم إنّي
أسيرُ محرم
آه از شوقِ عاشقان
که با خون، دین را زنده کردند
آه از نخلِ میثم
آه از یارانِ عاشورا
از اشکهای محرم
و سوگند که من
اسیرِ محرمم
---
عُمري أسيرُ يومٍ كان بهِ وحيد
قلبي أسيرُ قلبِ الزهراء على الصعيد
كَفّي أسيرةُ التي جَرّوها بالحديد
نَحري أسيرُ حدّ السّيف مع الوريد
تمام عمرم اسیرِ آن روزیست که او تنها ماند
قلبم، اسیرِ قلبِ زهراست که بر زمین سوخت
دستانم، اسیرِ بانوییست که با زنجیر کشیده شد
و گلویم، اسیرِ تیغیست که به رگ رسید
---
إرثُ أجدادي
دينُ أولادي
كربلا معنى بقاءي واستشهادي
ذِكرها جمرة
ألهبَت ثورة
أبديّة لأجلِ الدّين والعِترة
این، میراثِ نیاکان من است
دینِ فرزندانم است
کربلا، معنای بودنِ من است و شهادتم
یادش، آتشیست
که انقلابی را افروخت
و تا همیشه برای دین و اهلبیت خواهد ماند
---
إرث… عليهِ تربّيت
أحيي… عزاء أهلِ البيت
أنعي وأندب مولاي
كنتُ بكربلا يا ليت
بنفسي لبّيت
بأهلي لبّيت
بولدي لبّيت
میراثیست که با آن پرورش یافتم
سوگواری اهلبیت را زنده نگه میدارم
ندبه میزنم، میگریم برای مولایم
کاش در کربلا بودم
با جانم اجابت میکردم
با خاندانم اجابت میکردم
با فرزندم اجابت میکردم
---
أقسمتُ بفضائلِ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد)
لبّيكَ يا حسينُ بالأهلِ والوَلَد
مولاي، ليتَهُ الشمرُ على صدري صعد
ثمّ تراني أُمّي رأسًا بلا جسد
سوگند خوردم به فضیلتهای سورهی توحید
لبیکات، ای حسین، با جان و فرزند
ای سرورم، کاش آن شمر بود که روی سینهام مینشست
و مادرم مرا چون تو بیسر، بیتن میدید
---
عندنا الإرثُ
شمر لو يجثو
فوقَ صدري يبقى ذكرى
عندنا العادة
يعرف القادة
بالثغورِ والنحور
ما را میراثیست
حتی اگر شمر هم بر سینهام بنشیند،
این خاطره خواهد ماند
ما را رسمیست
که رهبران را از لبهای شهادت و حنجرهها میشناسد
---
يا حسين مولا
يا حسين مولا
حسين مولا
حسين مولا
ای حسین جان
ای فروغِ ایمان
ای نهالِ خونین
ای بهارِ جان
---
إرثٌ لمقامِك أسري
ليسَ مجرّدَ قبر
لو ما… نطقتُ بسري
سَراك… بحالي تدري
وتجبر كسري
وتقبل عذري
وتصلح أمري
میراثیست که مرا به مقام تو رساند
نه تنها قبری…
اگرچه لب فروبندم، دلم از تو میگوید
تو از حال من آگاهی
تو شکستگیام را درمان میکنی
عذرم را میپذیری
و کارم را سامان میدهی
---
إرثي من الحميري والخزاعي والكميت
إنّ العزاءَ فيكم يُحيي أُمّةً ببيت
يا سيدَ الشهادة، يا موردَ الحياة
كيفَ تكونُ ميتًا والشهيدُ ليسَ ميتًا؟
میراثم از حمیری، خزاعی و کمیت* است
عزای شماست که ملتی را در یک بیت بیدار کرد
ای آقای شهادت، ای سرچشمهی حیات
چگونه میتوانی مرده باشی، در حالی که شهید، مرده نیست؟
*سه شاعر بزرگ اسلام.
هدایت شده از •|فيالْحِضنِالعَربي|•
•|فيالْحِضنِالعَربي|•ضغوطات الحياة ..-mc.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
آه شوقاً .. !
هكذا افتقدتك..
#الشّهِيدالقَائدالسَّيدحسَّننصرُالله