eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
یا حسین مولا یا حسین مولا حسین مولا حسین مولا ای حسینِ سرور ای حسینِ دلبر ای حسین، ای نور ای حسین، ای شور --- شَوقاه… لِكُلِّ مُتيَّم وَفّى… العقيدة بالدَّم شَوقاه… لِنخلةِ ميثم شَوقاه… لِصحبِ محرم لِدمعِ محرم وأقسم إنّي أسيرُ محرم آه از شوقِ عاشقان که با خون، دین را زنده کردند آه از نخلِ میثم آه از یارانِ عاشورا از اشک‌های محرم و سوگند که من اسیرِ محرمم --- عُمري أسيرُ يومٍ كان بهِ وحيد قلبي أسيرُ قلبِ الزهراء على الصعيد كَفّي أسيرةُ التي جَرّوها بالحديد نَحري أسيرُ حدّ السّيف مع الوريد تمام عمرم اسیرِ آن روزی‌ست که او تنها ماند قلبم، اسیرِ قلبِ زهراست که بر زمین سوخت دستانم، اسیرِ بانویی‌ست که با زنجیر کشیده شد و گلویم، اسیرِ تیغی‌ست که به رگ رسید --- إرثُ أجدادي دينُ أولادي كربلا معنى بقاءي واستشهادي ذِكرها جمرة ألهبَت ثورة أبديّة لأجلِ الدّين والعِترة این، میراثِ نیاکان من است دینِ فرزندانم است کربلا، معنای بودنِ من است و شهادتم یادش، آتشی‌ست که انقلابی را افروخت و تا همیشه برای دین و اهل‌بیت خواهد ماند --- إرث… عليهِ تربّيت أحيي… عزاء أهلِ البيت أنعي وأندب مولاي كنتُ بكربلا يا ليت بنفسي لبّيت بأهلي لبّيت بولدي لبّيت میراثی‌ست که با آن پرورش یافتم سوگواری اهل‌بیت را زنده نگه می‌دارم ندبه می‌زنم، می‌گریم برای مولایم کاش در کربلا بودم با جانم اجابت می‌کردم با خاندانم اجابت می‌کردم با فرزندم اجابت می‌کردم --- أقسمتُ بفضائلِ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد) لبّيكَ يا حسينُ بالأهلِ والوَلَد مولاي، ليتَهُ الشمرُ على صدري صعد ثمّ تراني أُمّي رأسًا بلا جسد سوگند خوردم به فضیلت‌های سوره‌ی توحید لبیک‌ات، ای حسین، با جان و فرزند ای سرورم، کاش آن شمر بود که روی سینه‌ام می‌نشست و مادرم مرا چون تو بی‌سر، بی‌تن می‌دید --- عندنا الإرثُ شمر لو يجثو فوقَ صدري يبقى ذكرى عندنا العادة يعرف القادة بالثغورِ والنحور ما را میراثی‌ست حتی اگر شمر هم بر سینه‌ام بنشیند، این خاطره خواهد ماند ما را رسمی‌ست که رهبران را از لب‌های شهادت و حنجره‌ها می‌شناسد --- يا حسين مولا يا حسين مولا حسين مولا حسين مولا ای حسین جان ای فروغِ ایمان ای نهالِ خونین ای بهارِ جان --- إرثٌ لمقامِك أسري ليسَ مجرّدَ قبر لو ما… نطقتُ بسري سَراك… بحالي تدري وتجبر كسري وتقبل عذري وتصلح أمري میراثی‌ست که مرا به مقام تو رساند نه تنها قبری… اگرچه لب فروبندم، دلم از تو می‌گوید تو از حال من آگاهی تو شکستگی‌ام را درمان می‌کنی عذرم را می‌پذیری و کارم را سامان می‌دهی --- إرثي من الحميري والخزاعي والكميت إنّ العزاءَ فيكم يُحيي أُمّةً ببيت يا سيدَ الشهادة، يا موردَ الحياة كيفَ تكونُ ميتًا والشهيدُ ليسَ ميتًا؟ میراثم از حمیری، خزاعی و کمیت* است عزای شماست که ملتی را در یک بیت بیدار کرد ای آقای شهادت، ای سرچشمه‌ی حیات چگونه می‌توانی مرده باشی، در حالی که شهید، مرده نیست؟ *سه شاعر بزرگ اسلام.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
۷ مرداد/۲۹ ژوئیه دارم به آسمان نگاه می‌کنم، رنگِ غروب امروز با دیروز فرق می‌کند... حتی رنگ و حالت طلوع هر روز مثل هم نیست! نه اینکه خوابنما شده باشم! حتی براش آیه قرآن داریم: فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ استادمون در وصف این آیه می‌گفتند که هیچ گاه خورشید در یک نقطه مثل همیشه طلوع و غروب نمی‌کند! خورشید هر روز منزلگاه متفاوتی دارد. و هیچ روزی خورشید در یک نقطه طلوع و غروب نمی‌کند. حتی دلیل علمی داریم که: انحرافِ مدار زمین، حرکت انتقالی زمین و حرکت خورشید در فضا. هر لحظه، هر نقطه، هر انسان، طلوع خودش رو داره. و زمین با اون همه عظمتش، هر روز صحنه‌ی یک روایت تازه‌ست. حتی آسمون و روز ها که در نظرمون ثابت اند، هر روز یک شروع جدید دارند. یک نقطه جدید برای حرکت و رسیدن! واقعا این آدم چقدر میتونه پایین باشه که همراه این کیهان نتونه حرکت کنه و رشد نکند! آدمی که بزرگ تر و با عظمت تر از همه اجرام و اجزا و اجسام هست.
هدایت شده از خونِ‌دلْ
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‍ • مهدی در غار نیست... او در میان ماست. 🎙سید حسن نصرالله @khon_del :: خونِ‌دلْ
آسمانِ مرداد
هدایت شده از |Namira|
هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی بزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالا که ز خوابناکی تو همه سود شد زیانی که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانان به دمی چراغشان را ز چه رو نمی‌نشانی بگذار کاهلی را چو ستاره شب‌روی کن ز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانی دو سه عوعو سگانه نزند ره سواران چه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانی سگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیری که به بیشهٔ حقایق بدرد صف عیانی نه دو قطره آب بودی که سفینه‌ای و نوحی به میان موج طوفان چپ و راست می‌دوانی چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی تو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانی که بس است مهر و مه را رخ خویش ارمغانی تو اگر روی و گر نی بدود سعادت تو همه کار برگزارد به سکون و مهربانی چو غلام توست دولت کندت هزار خدمت که ندارد از تو چاره وگرش ز در برانی تو بخسپ خوش که بختت ز برای تو نخسپد تو بگیر سنگ در کف که شود عقیق کانی به فلک برآ چو عیسی ارنی بگو چو موسی که خدا تو را نگوید که خموش لن ترانی خمش ای دل و چه چاره سر خم اگر بگیری دل خنب برشکافد چو بجوشد این معانی دو هزار بار هر دم تو بخوانی این غزل را اگر آن سوی حقایق سَیَران او بدانی _مولانا / دیوان شمس / غزلیات غزل شماره ۲۸۳۰