زِنُوبــــــاٰ|𓂆
تخيّل أن يكون لك بيتٌ صغير، في إحدى أزقّة النجف القديمة.
تصبح من منزلك صباحًا باكرًا، وتسير مع طلاب العلم نحو الحرم.
تستريح قليلًا لتحتسي شربةً من الجنة،
ثم تلوح لك القبة، فترفع كفّك مسلّمًا...
تقف لتأخذ إذن الدخول من باب الرؤوف.
وتقرأ الزيارة الصباحية مع خَدَمة الحرم...
ثم تتابع المسير نحو الضريح،
وأنت تتأمل الثريّا والزخارف،
في مشاهد العلم والاجتهاد...
وتعيش لحظاتك الأخيرة في رحاب ضريح الأمير.
هل شعرت بمقدار السلام وأنت تتخيل ذلك؟
فكيف لو كان حقيقة؟
تصوّر کن خانهای کوچک داشته باشی...
در یکی از کوچههای قدیمی نجف.
صبح زود از خانهات بیرون میآیی
و همراه با طلاب علم، به سمت حرم قدم برمیداری.
کمی میایستی تا جرعهای از آن «شراب بهشتی» بنوشی...
ناگهان گنبد مقابل چشمانت پدیدار میشود؛
دستت را بالا میبری و سلام میدهی...
مقابل درِ حرم میایستی
تا از «بابالرؤوف» اذن ورود بگیری.
همراه با خادمان حرم، زیارت صبحگاهی را میخوانی...
بعد آرامآرام به سمت ضریح میروی،
در حالی که چشمهایت به چلچراغها و نقشونگارهای حرم خیره مانده...
در میان صحنههای علم و تلاش،
در میان لحظههای ناب و آخرین لحظات حضورت...
و سرانجام، میرسی به ضریح امیرالمؤمنین...
فقط تصورش کن؛
آیا همین خیال کردنش هم آرامشی در دلت نمیریزد؟
حالا فکر کن اگر روزی...
واقعاً حقیقت داشته باشد، چه خواهد شد؟ 🌱🤍
هدایت شده از Daily Tweet
ابراهیم ناجی (Ibrahim Naji) | فعال و کنشگر رسانهای یمنی:
«مقامات صنعا از همون روز اولی که کنترل شهرهای الخوخه و حیس رو به دست گرفتن، کارشون رو با تأمین امنیت مردم، محافظت از اموالشون و گوش دادن به مشکلات و شکایتهاشون شروع کردن؛ دقیقاً برخلاف کاری که جولانی در سوریه انجام دادن.»
🔺 @DailyTwet 🔻
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
*بعد از کار اداری طاقتفرسا تنها
چیزی که من رو سر حال کرد این
مداحی بود.>>>