کشک کدوی ظهری امروز یک چای نبات می طلبید ، که مهیا کردم و آمدم زیر سقف فیروزهی آسمان می نوشم...
به رویای عزیزم فکر میکنم و شوق وصال و رسیدنش رو به قلب و روحم تزریق میکنم.
مگر اینکه خدا به من قوه حرکت را بده و من رو تو این هفته دشوار یاری کنه...
به راستی اگر رویاهامون نباشند دیگر توان حرکت را داریم؟؟
#رویا
همچون ابر در حال گذر باش.
همچون کهکشان ها در حال وسیع شدن و گسترش باش.
_:وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند
ز رویم راز پنهانی چو میبینند میخوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
#حافظ
این روز ها زیاد فکر میکنم درباره اتفاقات زندگیم و حکمت خدا. درباره رویای عزیزم و اهداف و مسیر پیش رو. به جوانیام و اینکه تمام تلاشم را کنم که الکی تمام نشود و من را در خودش حل و نابود نسازد. به زیبایی های مسیرم و سختی ها وپیچ وخم های جاده. در کل میخواهم بگویم به شما که توی مسیر هیچ چیز بهتر و کاربردی تر از نقشه راه نیست. یادتون نرود که همراه خودتان بردارید، تا به هر سو کشیده نشوید و تا از هر راهی سر در نیاورید.
#رویا
#نقش
سلام بر قدم هایت، زمانی که به سوی من رهسپار است...
شال از چهره چون قمرت بردار....
سلام بر چشمانم، که از شوق نگارهی رُخت نور میشود از سرور...
به کنعانیان برسانید،
من آنگاه که تو بینم، شفای چشمان خود را گرفتهام...