یک روایت عاشقانه
فهیمه بر سر پیکر پاره پاره همسرش
حاضر شد، در حالی که پیراهن سفید
پوشیده بود و فریاد می زد:
ای همسر شهیدم!
شہادتت مبارک!
و در مراسم ختم نیز گفٺ:
این ختم نیست، که آغاز اسٺ ،
آغاز راهی که همسرم آن را پیمود …
فهیمه تا یک سال سفید پوشید و تاکید
داشت
کہ اگر غلامرضا بہ مرگ طبیعی رفته بود
باید عزاداری می کرد.
او حتی با غلامرضا خداحافظی هم نکرد.
همسر شهید غلامرضا صادق زاده
#دختر_هنر
بسم رب العشق
به نظر ازتون میخوام میخوام رمان بنویس موافق هستین ؟ #هلن
موافقم خیلی خوبه 🤍🌱
#دختر_هنر
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تورا از پدرم علی برای یک عمر خواستم ..🥺🤍
#بانویگمنام