دیروز داشتم دفترمو نگا میکردم این نوشته رو دیدم🙃🌿
اوایل اشنایی ، توی اون درگیری های ذهنی ی عجیب و غریبی که داشتم این متن رو نوشتم...
شک و تردید و ترس
وصف حال اون موقع من😅
میترسیدم از اینده ی نامعلومی که داشتم ، از سرنوشتی که با دستای خودم رقم میزدم...
انتخاب شریک یه عمر زندگی برام اسون نبود ولی تهش خوشحالیم ازینه که سپردم به خدا🌱
#نرجس