برای مثل کشتن
اگر از همون اول تمام افرادی که فردی رو میکشتند کشته میشدند افراد کمتری به مراتب سمت این کار میرفتند
اما افراد میتوانند قانون رو دور بزنند تا زمانی که افراد میانبر داشته باشند جایگاه و قدرت داشته باشند و بتونند قانون رو دور بزنند و یا حتی قانون رو مقصر نشون بدند افراد بیشتری تمایل پیدا میکنند مخالف قوانین پیش برند
در واقع اگر قوانینی وجود داره که ما برخلافش رو انجام میدیم یا بقیه برخلافش رو در برابر ما انجام میدند مقصر همگی هستیم
تا زمانی که یک قانون مطابق با گفته خودش پیش نره قرار نیست مردمی مطابق با اون قانون پیش برند
هرچقدر تلاش میکنم نامه بنویسم وسطش که میرسم به خودم میام میبینم شعر نوشتم
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
هرچقدر تلاش میکنم نامه بنویسم وسطش که میرسم به خودم میام میبینم شعر نوشتم
کی قراره از حالت شعری بیرون بیام