هدایت شده از 𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬/نفور
از بهشت آمد ندا؛
چلچله هیاهوکنان رفت و ز آنجا داد صدا، کز به پا خیزید نوری آمد به راه، فروزان و جوشان کودکیست پا به گاهواره نَهاد پله شد، موج موج رفت و صعودی کرد ز آنجا؛ آفتاب مهتابم شد نوری بِزد بر رخسار ماه،
ماه بخندید و زین پسِ شادی نور شد بارید به شب ها؛
ای شب های خروشان به پاس دارید نهان، خورشیدِ ماهِ گریان زاده شد زین بهشت جاودان
گر ستارگان سقوط کردند و ماه نیمش را ز دست داد
پرتو های او خواهند نواخت تار های نور را با خیال های افروخته؛
به پاس دارید نگهبان شبان، خورشید بهشتان است.
«برای فئو دوستدارت دانته»