هدایت شده از 𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
از بهشت آمد ندا؛
چلچله هیاهوکنان رفت و ز آنجا داد صدا، کز به پا خیزید نوری آمد به راه، فروزان و جوشان کودکیست پا به گاهواره نَهاد پله شد، موج موج رفت و صعودی کرد ز آنجا؛ آفتاب مهتابم شد نوری بِزد بر رخسار ماه،
ماه بخندید و زین پسِ شادی نور شد بارید به شب ها؛
ای شب های خروشان به پاس دارید نهان، خورشیدِ ماهِ گریان زاده شد زین بهشت جاودان
گر ستارگان سقوط کردند و ماه نیمش را ز دست داد
پرتو های او خواهند نواخت تار های نور را با خیال های افروخته؛
به پاس دارید نگهبان شبان، خورشید بهشتان است.
«برای فئو دوستدارت دانته»
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
اینقدر ذوق میکنم وقتی اونور همین طوری رندوم آدم میاد
یعنی چنلم به دلت نشسته اومد-!؟
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
یعنی چنلم به دلت نشسته اومد-!؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ولی جدی حرف زدن با ویل🛐🛐
تلفنی حرف زدن با ویل اینطوریه که کل شارژت تموم میشه ولی حرفاتون هنوز ادامه داره برای همین اون زنگ میزنه بعد کل شارژ اونم تموم میشه بعد دوباره شارژ میگیریم حرف میزنیم همون موقع بعد سر اینکه زیادی طولانی شد و موقعیت وخیمه قطع میکنیم درحالی که نصف بیشتر حرفامونو هنوز نزدیم✓✓✓