𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
ولی دلم یه حیوان خونگی میخواد یه حیوان که درواقع با هم صمیمی بشید ازت فرار نکنه بهت نزدیک بشه با دی
منممیخواستم ولی وقتی گرفتم زیادی مغرور از اب درومد باید کلی نازشو بکشم
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
منممیخواستم ولی وقتی گرفتم زیادی مغرور از اب درومد باید کلی نازشو بکشم
آره آره مال تو رو دیدم🤣🤣
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
نامه روز شش هزار و صد و هفتاداُم به خودم
سلام
من دانته هستم
یا میشه گفت توی این بازه زمانی توی اینجایی که این متن رو مینویسم با این عنوان شناخته میشم؛
مدت زمان زیادی گذشته از چیزایی که نمیدونم چی هستند، ولی مطمئن هستم مدت زمان زیادی ازشون گذشته حتی اگر به یاد نیارم.
تازگی ها یکسری خواب های متوالی دارم میبینم...
منظورم این نیست که دارم همش یه خواب تکراری میبینم
نه اتفاقا برعکس خواب ها جدید هستند و تکراری نیستند
اما حال و هوایی که دارند یکی هسته؛
راستش خوابام رنگ گرفتند
شاید فکر کنید منظورم از رنگ گرفتن اینه که اره خوابام شاد و سرزنده شدند ولی نه، واقعا نه
البته من خودم هم این تعریف رو اینطوری در نظر میگیرم ولی نه؛
مثل این میمونه که خوابای من روی یه دیوار اجرا میشده.
مثلا وقتی که میخوابی در حقیقت دیوار رو لمس میکنی، دیوار اون موقع توی خوابات صاف بود و خیلی راحت لمس میشد
اما مثل اینکه یکی دیوار رو رنگ کرده، الان که میخوابی در واقع دستت اون دیوار رنگ شده رو لمس میکنه
رنگ هنوز تازه هست و دستت رو میگیره و یه حالت چسبناک داره اما چسب نیسته بوی رنگ میده و پاک نمیشه و خواب دیدن توی اون دیوار مثل این میمونه که وقتی داشتی از دیوار رد میشدی که وارد دنیای خواب بشی کل بدنت رنگی شده، توی هر تنفست اون بوی رنگ که به شدت شدید هست رو حس میکنی، حرکاتت کند میشه و انگار چسبیده هستی.
حتی اگر برای فرار بخوای رنگ رو پاک کنی با آب پاک نمیشه با مثلا بنزین پاک میشه و فکرش رو کن که از سر تا پات رو با بنزین پاک کنی که رنگ بره ولی الان حس بدتری داری و راه فراری ازش نیست
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
اره من خوابای رنگ گرفته میبینم
اما منظورم از خواب رنگ گرفته این نیست خوابام سرزنده شدند