35 سال پیش در چنین روزی ...
اعلام فوت قنات کمال آباد کشتخوان کمال آباد و اخذ پروانه احداث چاه به جای قنات؛[اداره آب منطقه ای اردکان]
تاریخ: 1370/5/6
📖منبع: از کتاب تقویم تاریخ شهرستان اردکان (آماده چاپ)
#گاه_شمار_ده_اَمرداد
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
اختلاف سلیقه و دیدگاه طبیعی است؛ اما تحریف سخنان دیگران برای اثبات یک نظر، با اخلاق حرفهای رسانه سازگار نیست.
#اخلاق_رسانه
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر چادرملو اردکان، شما را به حضور در محفل ادبی «حافظخوانی» دعوت مینماید؛ شبی برای همنشینی با غزلهای ماندگار حافظ و گام نهادن در دنیای شعر، اندیشه و حکمت.
🗓 زمان: سهشنبهها، ساعت 18
📍 مکان: کتابخانه آیتالله فاضل
حضور دوستداران شعر و ادب فارسی، گرمیبخش این محفل فرهنگی خواهد بود.
•| روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر چادرملو اردکان |•
@ofoghkca
#هم_اکنون
🔸به مناسبت هفته کارآفرینی
▪️مصاحبه با آقای عباس نخعی سروعلیا
#مصاحبه
#تاریخ_شفاهی
#کارآفرینی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
🏕تور عکاسی عقدا در لنز افق
اردیبهشت ۱۴۰۵
📷عکاس: مبینا میرجانی
#عقدا_در_لنز_افق
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
#همنفس_با_قلم
رسالت ما در پیادهروی اربعین
گاهی در میان ازدحام میلیونها قدم، باید لحظهای ایستاد و از خود پرسید:
ما برای چه آمدهایم؟
آیا آمدهایم فقط کیلومترها را پشت سر بگذاریم؟ آیا آمدهایم تا ناممان در فهرست زائران اربعین ثبت شود؟ آیا آمدهایم چند عکس به یادگار بگیریم و خاطرهای برای روزهای آینده بسازیم؟
نه...
اگر اربعین تنها یک سفر بود، این همه دل بیقرار نمیشد. اگر تنها یک راهپیمایی بود، خداوند اینگونه دلهای مردم را به هم گره نمیزد.
نگاه کن...
چه کسی به آن پیرزن عراقی آموخته است که تمام داراییاش را خرج زائر حسین(ع) کند؟ چه کسی به آن کودک خردسال یاد داده است که ساعتها کنار جاده بایستد و با یک لیوان آب، به زائران خوشامد بگوید؟ چه کسی به آن جوان موکبدار آموخته است که شب و روز نخوابد تا مبادا زائری گرسنه یا تشنه بماند؟
اینها با هیچ حساب دنیایی قابل فهم نیست.
اینجا، معادلات زمین به هم میریزد و قانون آسمان حاکم میشود.
خداوند همه چیز را فراهم کرده است...
راه را هموار کرده... دلها را به هم نزدیک کرده... امنیت را عطا کرده... موکبها را برپا کرده... سفرهها را گسترانده... دستهای بخشنده را زیاد کرده... و میلیونها انسان را از گوشهوکنار جهان، با زبانها، رنگها و فرهنگهای گوناگون، بر یک سفره نشانده است.
انگار همه عالم دست به دست هم دادهاند تا یک میهمانی بزرگ برپا شود؛ میهمانیِ حسین(ع).
اما سؤال اینجاست...
وقتی همه چیز برای ما آماده شده است، ما چه چیزی باید با خود بیاوریم؟
آیا خدا از ما پول خواسته است؟ قدرت خواسته است؟ شهرت خواسته است؟
نه...
او فقط دل خواسته است؛ دلی که آماده دگرگون شدن باشد.
رسالت ما در اربعین، تنها رسیدن به کربلا نیست؛ رسالت ما این است که در این مسیر، از خودخواهی به ایثار برسیم... از غرور به تواضع... از بیتفاوتی به مسئولیت... از قهر به آشتی... از دنیا به خدا.
اگر در این راه، صبر را نیاموزیم... اگر خدمت را نیاموزیم... اگر مهربانی را نیاموزیم... اگر احترام به دیگران را نیاموزیم... پس چه چیزی از این سفر با خود آوردهایم؟
اربعین، مدرسهای است که درسش عشق است و معلمش حسین(ع).
در این مدرسه، گاهی یک لیوان آب، از هزاران خطابه ارزشمندتر است. یک لبخند، عبادت میشود. کنار کشیدن برای عبور یک سالمند، بندگی میشود. گرفتن دست کودکی خسته، زیارت میشود. و خدمت به زائر، افتخار.
شاید به همین دلیل است که برادران عراقی، با تمام وجود، خاک پای زائران را توتیای چشم خود میکنند. آنها به ما یاد میدهند که عاشقی، پیش از آنکه اشک باشد، خدمت است. پیش از آنکه شعار باشد، ایثار است. پیش از آنکه سخن باشد، عمل است.
و چه زیباست که وقتی از کربلا بازمیگردیم، مردم از ما نپرسند: «چند کیلومتر راه رفتی؟»
بلکه بگویند: «اربعین تو را چقدر شبیه حسین(ع) کرده است؟»
زیرا مقصد واقعی این سفر، بینالحرمین نیست؛ مقصد، قلب انسان است.
اگر قلب ما حسینی شد، اگر نگاه ما حسینی شد، اگر دست ما دستگیر شد و زبان ما مهربانتر شد، آنگاه میتوان گفت اربعین را فهمیدهایم.
و شاید رسالت حقیقی هر زائر، همین یک جمله باشد:
از نجف تا کربلا، راهی چند ده کیلومتری است؛ اما از «من» تا «حسین»، سفری است که باید تا پایان عمر ادامه پیدا کند.
✍🏻مصطفی عابدی اردکانی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
ضرب المثل «گربه و موش با هم ساختن» در مواردی کاربرد دارد که دو نفر که در هیچ کجا یکدیگر را قبول ندارند بر علیه شخص دیگر متحد شوند و یا شهادت دهند.
از جمله هزاران ضرب المثل فارسی و ایرانی می توانیم به ضرب المثل «گربه و موش با هم ساختن، وای به حال بقال» اشاره کنیم. این مثل داستانی دارد.
روزی، چند موش که دنبال لانه جدیدی می گشتند، سر از یک دکان بقالی درآوردند. موش ها فکر می کردند که گنج پیدا کرده اند. چون هر چه می خواستند می توانستند پیدا کنند و بخورند. آنها یک روز به سراغ گونی گندم می رفتند و روز دیگر گونی گردوها را سوراخ می کردند و فردایش گونی نخود و لوبیا را می جویدند. بقال در روزهای اول فکر می کرد با گذاشتن تله و ریختن سم می تواند از شر موش ها خلاص شود. ولی مدتی که گذشت فهمید این کارها برای نجات از دست میهمانان تازه واردش هیچ فایدهای ندارد....
#پند_و_مثل
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
🔸مزرعه عروسکها
▪️خدیجه عباسی، حدود 40سال ساکن اردکان بود و تقریبا هشت سال قبل مجبور میشه که با همسرش برای زندگی به منطقه ای روستایی در بیست کیلومتری اردکان کوچ کنه. این اتفاق باعث میشه که دچار افسردگی بشه و دوسال هم توی این حال میمونه. ولی به قول خودش یه روز صبح پامیشه و به خودش میگه تاکی باید توی این شرایط بمونم. باید کاری کنم و خودمو نجات بدم . و تنها کاری که از دستش برمیاد عروسک درست کردنه. کمکم شروع میکنه و به مرور تعداد عروسکهاش زیاد میشه و اول نظر مردم روستا و در مرحله بعد نظر توریستها را جلب میکنه و روز به روز حال روحش بهتر میشه تا امروز که وقتی پای حرفهاش مینشینی کاملا ذوق زندگی رو حس می کنی. نکتهای که مزرعه عروسکها رو متمایز کرده اینه که هر کدوم از اونها مثل آدمهای واقعی، یه سرگذشت و قصه زندگی دارند و در کنار هم مشغول گذران زندگیاند.
▪️خانم عباسی تونسه با خلاقیت و ذوق برای خودش از طریق جذب توریست ها به مزرعه کسب درآمد داشته باشه.
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
📜آسایشِ دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است
با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا
🪶حافظ راه رسیدن به آرامش را در دو رفتار ارزشمند میبیند: جوانمردی و مهربانی با دوستان، و بردباری و مدارا در برابر دشمنان. این بیت، انسان را به دوری از تندی و انتخاب راه اخلاق و آرامش دعوت میکند.
#حافظ_خوانی
#ادب_فارسی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca