هدایت شده از 𝐈'𝐦 𝐬𝐚𝐤𝐮𝐫𝐚 ˢᵉⁿᵖᵃⁱ.
اون کسی که به خاطر پول رشته های مربوط به پزشکی و دندانپزشکی، به سراغ رشته تجربی میره، همون لحظه که این تصمیم رو گرفته انسانیتشو خاک کرده.
بالاخره بعد از کلی فکر کردن و کشیدن فهمیدم چه شکلی باشه
البته شاید عوضش کنم
#my_art
https://eitaa.com/55122356/597
عه عه عه به بچه م توهین نکن 😐 ایشون تو کل عمرش لب به الکل ملکل نزده
خلاف عقربه های ساعت
https://eitaa.com/joinchat/1027736446Cd5e149ab6d
خب یه عزیزی دیلی زده
حمایتش می کنید؟
به یادش گلبرگ ها را جمع کردم و مانند گنجی در ظرفی به هر طریقی که بود نگه داری کردم.
اما افسوس زمانی که در ظرف را باز کردم تا اشتیاق وصف نشدنی ام را نشانش دهم باد همه را با خود برد و هیچ وقت آن چیز هایی که باید می فهمید را نفهمید.
هدایت شده از سوسَبز؛
در آخر، آن چه درون آدم می ماند،
بسیار بیشتر از چیزیست
که با کلمات بیرون می آید..
-داستایوفسکی
نخ های ابریشم عشق به شمشیر می پیچن.
گرفتاری ها رو از باقی مونده ی عشق می برن.
کی افسوس می خوره.
روشنایی نور رو خاموش می کنه تا با ماه کم نور رو به رو بشه؟
گذشته به پروانه تبدیل می شه.
گل ها رو قبل از جدایی بهت می دم.
جلوی اشک ها رو می گیرم.
منتظر شادی می مونم تا برگرده.
گلبرگ ها می افتن و به برف تبدیل می شن.
یه شهر پر از ارواح سرگردون شب.
اون عشق حتی یه ذره هم سرد نشده.
اون چهره پیر نشده.
فقط آستین های سفید خاکستری شدن( به خاکستر تبدیل شدن ).
بعد از اینکه بی وقفه به دنبال سرنوشت رفتیم ملاقات کردیم.
بعد از جدایی،
گل های پژمرده،
برای زمانی که به زیبایی شکوفه می زنن ناراحت می شن.
به عقب نگاه می کنم،
شعری از چشم های پر از خوشحالی.
بعد از جدایی،
گل ها خراب شدن،
شکوفه های سرمستی رو به جا گذاشتن.
فرصت ملاقات تو رو از دست دادم.
حتی همه چیز رو که مزه می کنم،
بی مزه ست.
بعد از برگشتن،
اون راه طولانی هرگز جدا نمی شه.
« ترجمه ی اوپنینگ معجزه ی خدایان بهشتی »