#حکایت_قدیمی
ناصرالدین شاه، در ماه رمضان نامهای به مرجع عام شیعیان میرزای شیرازی ره نوشت که:
من وقتی روزه میگیرم از شدت گرسنگی و تشنگی عصبانی میشوم و ناخودآگاه دستور به قتل افراد بی گناه میدهم؛ لذا جواز روزه نگرفتن مرا صادر فرمایید !
میرزای شیرازی ره در پاسخ نوشتند:
حکم خدا قابل تغییر نیست ولی حاکم قابل تغییر است، اگر نمیتوانی بر اعصابت مسلط شوی از مسند حکومت پایین بیا تا شخص باایمانی در جایگاه تو قرار گیرد و خون بیگناهان بیهوده ریخته نشود.
💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs
به تصویر توجه کنید !
سازندگان کشتی تایتانیک بر این باور بودند که حتی خدا هم قادر به غرق کردن آن نخواهد بود اما برای غرق کردن تایتانیک نیازی به خدا نبود زیرا یک کوه یخی برای غرق کردن آن کافی شد.
این یکی از بزرگترین تجمع های حزب نازیست که در اوج قدرت هیتلر برگزار شد گفته شده که مردم آلمان و اروپا بعد از برگزاری این تجمع مدام این جمله را تکرار می کردند حتی خدا هم قادر به نابودی هیتلر نخواهد بود.
اما برای نابودی هیتلر هم نیاز به خدا نبود بلکه خود او بود که خود را نابود ساخت. گاهی بزرگترین سازه ها و بزرگترین قدرت ها هم نمی توانند تصور کنند مسلماً روزی چیزی و یا اشتباهی باعث نابودی آنها خواهد شد.
💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیویی از حضور آیتالله سیدمجتبی خامنهای در جبهههای جنگ
🔹در ویدیویی که چندی پیش منتشر شده سید مجتبی خامنهای، در حالی که در آن زمان پدر بزرگوارش رئیسجمهور وقت بودند، برای دفاع از ایران به جبههها رفت.
🔹وی در سال ۱۳۶۵ و زمانی که ۱۷ ساله بود به جبهه رفت و در چندین عملیات حضور داشت و سیدمصطفی فرزند دیگر رهبر انقلاب نیز در گردانی دیگر در دفاع مقدس حضور داشتهاند.
💯آرشیو نفیس ترین عکسهای قدیمی را اینجا ببینید
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs
#حکایت_قدیمی
ﺑﺎﻃﻦ ﺑﯽ ﻋﻔﺘﯽ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ:ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ رجبعلی خیاط ﺍﺯ ﺩﺭﺏ ﻣﻨﺰﻟﺸﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﻣﻦ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺯﻥﺑﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻭ ﺑﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ .ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ . ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻦ«! ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ، ﺍﻭ ﺑﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﺍﺳﺖ . ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: « ﮔﻔﺘﻢ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻦ«! ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺬﺍﺏ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭼﺮﮎ ﻭﺧﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﭼﺮﮎ ﻭ ﮐﺜﺎﻓﺖ، ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺬﺍﺏ ﻣﯽﺭﯾﺨﺖ. ﻫﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺳﻮﺧﺖ . ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﺑﺲ ﺍﺳﺖ، ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦﺑﯿﻨﺪﺍﺯ .»
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺷﯿﺦ ﺑﺎ ﺗﺼﺮﻑ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ، ﺩﯾﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﺯﺧﯽ ﻣﻦ ﺭﺍ ﮔﺸﻮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎﻃﻦ ﻋﻤﻞ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﺪ
💯خواندنی ترین حکایتهای قدیمی را اینجا بخوانید
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs