2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیویی از حضور آیتالله سیدمجتبی خامنهای در جبهههای جنگ
🔹در ویدیویی که چندی پیش منتشر شده سید مجتبی خامنهای، در حالی که در آن زمان پدر بزرگوارش رئیسجمهور وقت بودند، برای دفاع از ایران به جبههها رفت.
🔹وی در سال ۱۳۶۵ و زمانی که ۱۷ ساله بود به جبهه رفت و در چندین عملیات حضور داشت و سیدمصطفی فرزند دیگر رهبر انقلاب نیز در گردانی دیگر در دفاع مقدس حضور داشتهاند.
💯آرشیو نفیس ترین عکسهای قدیمی را اینجا ببینید
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs
#حکایت_قدیمی
ﺑﺎﻃﻦ ﺑﯽ ﻋﻔﺘﯽ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ:ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ رجبعلی خیاط ﺍﺯ ﺩﺭﺏ ﻣﻨﺰﻟﺸﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﻣﻦ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺯﻥﺑﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﻭ ﺑﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ .ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ . ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻦ«! ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ، ﺍﻭ ﺑﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﺍﺳﺖ . ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: « ﮔﻔﺘﻢ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻦ«! ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺬﺍﺏ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭼﺮﮎ ﻭﺧﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﭼﺮﮎ ﻭ ﮐﺜﺎﻓﺖ، ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺬﺍﺏ ﻣﯽﺭﯾﺨﺖ. ﻫﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺳﻮﺧﺖ . ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: «ﺑﺲ ﺍﺳﺖ، ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦﺑﯿﻨﺪﺍﺯ .»
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﺷﯿﺦ ﺑﺎ ﺗﺼﺮﻑ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ، ﺩﯾﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﺯﺧﯽ ﻣﻦ ﺭﺍ ﮔﺸﻮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎﻃﻦ ﻋﻤﻞ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﺪ
💯خواندنی ترین حکایتهای قدیمی را اینجا بخوانید
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs
#حکایت_قدیمی
دزدی از نردبان خانه ای بالا رفت.
از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسید: خدا کجاست؟
صدای مادرانه ای پاسخ داد: خدا در جنگل است، عزیزم.
کودک دوباره پرسید: چه کار می کند؟
مادر گفت: دارد نردبان می سازد!
ناگهان دزد از نردبان خانه پایین آمد و در سیاهی شب گم شد!
سالها بعد دزدی از نردبان خانه حکیمی بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی پرسید: خدا چرا نردبان می سازد؟
حکیم از پنجره به بیرون نگاه کرد، به نردبانی که سالها پیش، از آن پایین آمده بود و رو به کودک گفت: برای آنکه عده ای را از آن پایین بیاورد و عده ای را بالا ببرد.
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم آن کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
💯خواندنی ترین حکایتهای قدیمی را اینجا بخوانید
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs