15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از حضور فعالانه و علیایی این شبهای شما کف خیابون!
#ذوقتون
سالهای اول بعثت حضرت رسول صلواتاللهعلیهوآله، قبایلی که نمیخواستند پیامبری حضرت رسول صلواتاللهعلیهوآله را بپذیرند گفتند: این پیغمبر شخصیت خیلی ویژهای است، باید ابهت او را بشکنیم.
وقتی آدم بزرگها آشغال بر سر مبارک پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میریختند پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله کاری به آنها نداشتند، جناب حمزه سلامالله.علیه میرفتند و طرف را ادب میکردند.
یکبار چند نفر رفتند و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را اذیت کردند، یا رفتند دست یکی از یاران پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را شکستند، جناب ابوطالب سلاماللهعلیه به جناب حمزه سلاماللهعلیه اشاره کردند، جناب حمزه سلاماللهعلیه هم دست طرف را شکستند.
اگر این کار را نمیکردند سه روز اول پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و بنی هاشم را از بین برده بودند، اینها باید میترسیدند که ظلم نکنند، باید از این موضوع میترسیدند که یک قبیله پشت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است.
اینها برای اینکه از دست جناب حمزه سلامالله علیه خلاص بشوند گفتند بچهها را میبریم. اگر بچهها در خیابان عبای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را میکشیدند و بیادبی میکردند و ادا درمیآوردند و آشغال میریختند، مسلّماً پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله که نمیتوانستند بچههای کوچک را بزنند، اینکه جناب حمزه سلام الله علیه هم برود و بچهای را بزند کار ضایعی بود.
اینها شروع کردند به عملیاتی خاص...
عُلیا
اینها برای اینکه از دست جناب حمزه سلامالله علیه خلاص بشوند گفتند بچهها را میبریم. اگر بچهها در
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به هر کجا که میرفتند یک لشگر بچه به دنبال ایشان راه میافتادند تا ایشان را مسخره کنند.
امیرالمؤمنین صلواتالله علیه در اینجا ده سال داشتند، زور زیادی هم داشتند.
جناب حمزه سلاماللهعلیه محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در برابر بزرگها بودند و امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه هم محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در برابر کوچکها بودند.