من جزو دستهای از آدمهام که جیغم را راحت میشود در آورد. مواد لازم: یک بحث سیاسی، یک یا چند نفر انسان کماطلاع، حرفِ رایگان سیاسی ولو به مقدار اندک. جوانتر که بودم این فرمول خیلی زودتر اثر میکرد و تبعات شدیدتری هم داشت. حالا انسانِ اهل عبورتریام. به قول این فرنگیها، ایگنور میکنم. اگرچه قلبم هنوز هم از توو شروع میکند به تندزدن.
یکی از همان سالهای جوانی وزودجوشی، خاطرم هست که از دیدار یک فروردین برگشته بودم. ۱ فروردین ۹۷. درست در ۲۰ سال و سهماهگی! از کله سحر شبیه ندیدبدیدها رفته بودم و پشت درب رواق امام نشسته بودم تا حوالی ۸ شب که رسیده بودم خانه.
نوروز بود. مهمان داشتیم. داییم اینها آمدهبودند و در غیاب من پرسیده بودند فلانی کجاست و جواب گرفته بودند که رفتهست حرم. دیدار فلانی. من که رسیدم جمعِ آدمهایی که کیف میکردند از درآوردنِ جیغِ یک جوجهی سر از تخم درآورده جمع بود. من از همهی آن سوال و جوابها و سینجیمکردنها یک کلیت توی ذهنم داشتم. تا یک هفته بعد از شهادت آقا.
خانمِ داییم آمدهبود دیدنمان. حرفِ جنگ شد..
پرسید: لابد خیلی گریه کردی! ها؟
تلخ لبخند زدم…
گفت: تمام روزهای بعد از شهادت را به جمله آن شبت فکر میکردم و به حالی که احتمالا بعد شهادت داشتی.
من که از آن شب، جزییاتی یادم نبود گفتم: چیزی یادم نیست…
گفت: وقتی دایی پرسیده بود حالا که رفتی بهت چی دادن؟ گفتی: همین که توی هوایی نفس کشیدم که آقا هم نفس کشیده، بس!
پلکهام خیس شد
و از آن روز به بعد زیاد پیش میآید که
وسط روز
توی اسنپ
وسط شلوغی کار
قبل خواب
صبح بعد از بیدار شدن
همواره از خودم سوال کنم:
ای دل که بیگدار به آبی نمیزدی
بیقایقت میانه دریا چه میکنی؟
#آشفتگیه
امام سجاد علیه السلام بین ما خیلی کمتر شناخته شدن..
با اینکه آینه تمامنمای امیرالمؤمنین و شبیهترینِ اهل بیت به امیرالمؤمنینن!
این جلسه از منبر ذکر فضائل آقای کاشانی که مصادف با شب ولادت امام سجاد علیه السلام بود رو گوش بدید... غنیمته!
فردی که حدود شانزده ساعت عبادت میکند توان ندارد، شب و روز هم ندارد، اما امام سجاد علیه السلام شبها همچون جدّ خود امیرالمؤمنین علیه الصلاةو السلام گونی «درهم» به دوش میگرفت و حرکت میکرد. این درهمها بسیار سنگین بود، چون چگالی فلز بالا است بسیار سنگین است، درهم فلز است.
میفرمود در کل مکه و مدینه بیست خانه نیست که ما را دوست بدارد.
در مکه و مدینه جمعاً بیست خانه وجود نداشت که امام سجاد علیه السلام را دوست بدارند، اما حضرت شبها گونی به دوش درب خانهی فقرا میرود که وقتی شهید شد؛ «سید محسن امین» علامه بزرگ میگوید سه جور زخم بر بدن امام سجاد علیه الصلاةو السلام بود. روی گردن و ساق و ران مبارک حضرت جای زنجیر اسارت بود و پیشانی و زانو جای سجده و در پشت حضرت زخم بود به دلیل حمل گونی بار، آن هم برای غیرشیعه...
صبح روز یکشنبه منتسب به امیرالمومنینمون بخیر!
مِنبعد کد رهگیری ارسالیها اینجا بارگذاری میشه رفقا:
@rahgiriolyaa
آقای عزیز من و شما داره میاد…
و ما مشهدیها، وظیفه سنگین میزبانی روی شونههامونه!
تاکسیدارها حمل و نقل ارزان یا حتی رایگان زائران و میهمانان آقا رو به عهده بگیرن…
خونهدارها پذیرای زائرین بشن…
اربعین راه بندازیم…
هرکدومتون هرکاری ازتون برمیاد بکنید بچهها…
ما مدیون آقاییم
و بیاید این فرصت رو برای قدرِ پرِ کاهی ادای دین کردن غنیمت بدونیم…
رایگانرسوندنِ تیشرتِ مشتگرهکرده «برای مشهدیها» هم وظیفه ما…
تیشرتِ مُشتِ آقا رو یونیفرمِ تشییع کنیم…
یک آیینِ استقبال باشکوه، با یک نماد با شکوه روی سینههامون!
با کلی پس انداز و تخفیف و اینا ایشون بالاخره به دستم رسید...
با زحمتی که به دوستام دادم تا هزینه ارسال ندم.
و از امشب من احساس می کنم خوشبخت ترین دختر دنیام.
از صبح هی می خونم ای حیدر شهسوار وقت مدد است...
و این پارچه ای که دلمو وصل کرد به ایوان مولا...
خیلی خوشحال شدم بابتش.
اشانتیون گذاشته بودن و کلی ذوق کردم💚
با توجه به شناختی که ازشون پیدا کردم واقعا سبک علیا امیرالمومنینی هست...
خدا حفظتون کنه💚
@olyaa_ir
عُلیا
با کلی پس انداز و تخفیف و اینا ایشون بالاخره به دستم رسید... با زحمتی که به دوستام دادم تا هزینه ارس
خیلی وقت بود #ذوقتون نداشتیم! قبول دارین؟