ما اون اوایل خیلی به این فکر کردیم که تبلیغ بدیم یا نه..
یه شب دعا کردم و گفتم: خدایا! خودت عُلیا رو به دستِ اهلش برسون..
و دیگه به جایی تبلیغ ندادییییییم تا الآن که جمعمون دمدمای هزارتایی شدنه!❤️
مطمئنم کبوترِ پیامرسونِ عُلیا به دستور امیرالمؤمنین تو عالم میچرخه و میچرخه و محبین فرماندهاش رو دورِ هم جمع میکنه!🕊
الحمدلله... الحمدلله...
یه روز امیرالمؤمنین میرن حجره میثم که خُرمافروش بوده! میبینن جلوش دو مُدل خرماست..
میپرسن چیه داستان؟!
میثم، یارِ ایرونیِ امیرالمؤمنین میگه دو جور خرماست؛ با دو کیفیت مختلف.
یکی بهتر یکی کمکیفیتتر..
امیرالمؤمنین خرماها رو با ناراحتی قاطی میکنن و به میثم میگن میثم! مردم رو در غذاشون خوب و بد نکن.. هر دو رو با هم مخلوط کن و با قیمتِ میانگین بفروش!
راستش منم دلم نمیاد شما رو در پوشیدنیها و خوندنیها و... خوب و بد کنم! اما اگه با پشتیبانی علیا ارتباط بگیرید تا جایی که امکانش باشه با هم مشکل هزینه رو حل میکنیم. دغدغه هزینه رو نداشته باشین ❤️
-شاگرد مغازه امیرالمؤمنینیم! هستیم یه چن تایی...😁
- طرح عُلیا ۲۰ شهریور ۴۰۴ نوشته شد و اولِ دی ماه هم رونمایی شد! اصلِ ایدهاش سالها بود میومد و میرفت.. تا اینکه قصد کردیم جدیجدی شروع کنیم..
-با توجه به اینکه رفقای مایل به همکاری خیلی تو کشور پراکنده ان، تنها راه اینه که دعا کنید بتونیم خیلی زود شعب حضوری رو تو کشور راه بندازیم❤️🩹 اونجا خیییلی میتونیم از ظرفیت بچههای امیرالمؤمنین تو کشور استفاده کنیم و بهشون زحمت بدیم..