عُلیا
● از همون لحظه اولی که با کتاب علیا آشنا شدم یچیزی متمایلم میکرد به سمتش که داشته باشمش و صاحب اصلی
●
دیر زمانی ست که از گلههاتون برا قیمت محصولات، دیگه دلهرهای ندارم..
آخه دیدم:
که مثلا تیشرت یارا که سر قیمتش نکته بود رسید به دست مخاطب و پیام داد: سلام! میشه تیشرت با امضای آقا رو هم شما تولید کنین؟ یهجا خیلی گرونه یهجا خیلی بیکیفیت! اما تیشرت یارا به نسبت کیفیت عالیش قیمتش خیلی مناسبه!
یا دیدم که یکیتون با همه دستخالیبودن نوشت که من پولامو ذرهذره جمع کردم تا نامههایی برای روزهای ابری رو بخرم! و چقده خوبن، و چقد مردم برا تمبرش و چقد... و چقد.. و چقد...
خیالم راحته بالاخره یه روز یه محصولی از محصولات میرسه دستتون و با اولین لمس و مواجههی از نزدیک ایمان میارید که علیا یهجا شبیه بقیه جاها نیست!😊
هرچی ادمینِ "ایتا" جدی و 🥸 اینجوریه
ادمینِ "بله" نایس و خوشاخلاق و مزهبریزه!🎀
با حفظِ حضور در ایتا میتونید بله رو هم داشته باشید!
بلهی عُلیا:
ble.ir/join/Ak2vwjycgH
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما نمیفهمیم!
چشامون نمیبینه..
امیرالمؤمنین که میبینن میگن:
خدایا! چقدر وحشتناکه!
#کتاب_علیا | برگزیدهای از خواندنیهای متصلکننده قلب به امیرالمؤمنین علیهالسلام؛ دعای نوف بکالی
🍇 | @olyaa_ir
فکر کنید یک مسئول ارشد درِ خانهی شما را بزند و بگوید آیا مشکلی ندارید که من آن را برای شما حل کنم؟ مسلّماً شما تصوّر میکنید که یا شوآف است یا انتخابات است، اصلاً باور نمیکنید.
امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه حاکم جامعه اسلامی بودند. «سعید بن قیس حمدانی» میگوید در میان ظهر دیدم امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه که عرق کرده بودند با فاصلهای بیرون از دارالحکومه ایستادهاند، عرض کردم: آقا! آیا مشکلی پیش آمده است که شما تا اینجا آمدهاید؟ حضرت فرمودند: ممکن است که یک بیچارهای باشد و نتواند تا دارالحکومه بیاید، آمدهام ببینم آیا گرفتار و مضطرّ و بیچارهای هست که به کمک من نیاز داشته باشد؟
- 😭😭😭😭😭😭😭
#هیام
🍇 | @olyaa_ir
خواستم بگم که بستهی کتاب علیا به دستم رسید🌝
دیروز که زنگ خونهمون رو زدن، وقتی که فهمیدم آقای پستچی، بستهی علیای منو آوردن، شدم کلیییی ذووووق!🥲
کتابِ علیا واقعنی همه چیش بدجور به دلم نشسته! ؛ چون گره خورده با نام مولامون امیرالمؤمنین :)
صمیمانه از زحماتتون ممنون و متشکرم گروهِ علیا!✨
#ذوقتون
سالهای اول بعثت حضرت رسول صلواتاللهعلیهوآله، قبایلی که نمیخواستند پیامبری حضرت رسول صلواتاللهعلیهوآله را بپذیرند گفتند: این پیغمبر شخصیت خیلی ویژهای است، باید ابهت او را بشکنیم.
وقتی آدم بزرگها آشغال بر سر مبارک پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میریختند پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله کاری به آنها نداشتند، جناب حمزه سلامالله.علیه میرفتند و طرف را ادب میکردند.
یکبار چند نفر رفتند و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را اذیت کردند، یا رفتند دست یکی از یاران پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را شکستند، جناب ابوطالب سلاماللهعلیه به جناب حمزه سلاماللهعلیه اشاره کردند، جناب حمزه سلاماللهعلیه هم دست طرف را شکستند.
اگر این کار را نمیکردند سه روز اول پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و بنی هاشم را از بین برده بودند، اینها باید میترسیدند که ظلم نکنند، باید از این موضوع میترسیدند که یک قبیله پشت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است.
اینها برای اینکه از دست جناب حمزه سلامالله علیه خلاص بشوند گفتند بچهها را میبریم. اگر بچهها در خیابان عبای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را میکشیدند و بیادبی میکردند و ادا درمیآوردند و آشغال میریختند، مسلّماً پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله که نمیتوانستند بچههای کوچک را بزنند، اینکه جناب حمزه سلام الله علیه هم برود و بچهای را بزند کار ضایعی است.
اینها شروع کردند به عملیاتی خاص، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به هر کجا که میرفتند یک لشگر بچه به دنبال ایشان راه میافتادند تا ایشان را مسخره کنند.
امیرالمؤمنین صلواتالله علیه در اینجا ده سال داشتند، زور زیادی هم داشتند.
امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه از همان سالهای اولیه محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بودند، جناب حمزه سلاماللهعلیه محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در برابر بزرگها بودند و امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه هم محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در برابر کوچکها بودند.
خیلی از آن کسانی که بعداً با امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه طرف شدند یا در کربلا حضور داشتند، در زمان طفولیتشان مشتی از امیرالمؤمنین صلوات اللهعلیه خورده بودند.
- 😊😭❤️
#هیام
🍇 | @olyaa_ir