سالهای اول بعثت حضرت رسول صلواتاللهعلیهوآله، قبایلی که نمیخواستند پیامبری حضرت رسول صلواتاللهعلیهوآله را بپذیرند گفتند: این پیغمبر شخصیت خیلی ویژهای است، باید ابهت او را بشکنیم.
وقتی آدم بزرگها آشغال بر سر مبارک پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میریختند پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله کاری به آنها نداشتند، جناب حمزه سلامالله.علیه میرفتند و طرف را ادب میکردند.
یکبار چند نفر رفتند و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را اذیت کردند، یا رفتند دست یکی از یاران پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را شکستند، جناب ابوطالب سلاماللهعلیه به جناب حمزه سلاماللهعلیه اشاره کردند، جناب حمزه سلاماللهعلیه هم دست طرف را شکستند.
اگر این کار را نمیکردند سه روز اول پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و بنی هاشم را از بین برده بودند، اینها باید میترسیدند که ظلم نکنند، باید از این موضوع میترسیدند که یک قبیله پشت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است.
اینها برای اینکه از دست جناب حمزه سلامالله علیه خلاص بشوند گفتند بچهها را میبریم. اگر بچهها در خیابان عبای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را میکشیدند و بیادبی میکردند و ادا درمیآوردند و آشغال میریختند، مسلّماً پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله که نمیتوانستند بچههای کوچک را بزنند، اینکه جناب حمزه سلام الله علیه هم برود و بچهای را بزند کار ضایعی است.
اینها شروع کردند به عملیاتی خاص، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به هر کجا که میرفتند یک لشگر بچه به دنبال ایشان راه میافتادند تا ایشان را مسخره کنند.
امیرالمؤمنین صلواتالله علیه در اینجا ده سال داشتند، زور زیادی هم داشتند.
امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه از همان سالهای اولیه محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بودند، جناب حمزه سلاماللهعلیه محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در برابر بزرگها بودند و امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه هم محافظ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در برابر کوچکها بودند.
خیلی از آن کسانی که بعداً با امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه طرف شدند یا در کربلا حضور داشتند، در زمان طفولیتشان مشتی از امیرالمؤمنین صلوات اللهعلیه خورده بودند.
- 😊😭❤️
#هیام
🍇 | @olyaa_ir
سلام.
نمیدونستم چطوری با علیا ارتباط برقرار کنم و اینجا پیام دادم، امیدوارم درست اومده باشم.
دیروز کتاب «علیا» که سفارش داده بودم به دستم رسید، هنوز خیلی جاهاش هست که نخوندم ولی بعد از نگاه کردن به فهرست و سر زدن به صفحاتی که خیلی مشتاقشون بودم تصمیم گرفتم پیام بدم و نظرمو بگم که کتاب خیلی عالیه.
میدونم فروشگاه شما، فروشگاهیه که کلاً مخصوص امیرالمومنین علیه السلامه ولی یه پیشنهادی دارم برای گروهی که این کتاب بینظیر رو چاپ کردن، شاید خودشون هم توی این فکر باشن البته. اونم اینه که از همین نوع کتاب کامل و جامع و جمعوجور برای همۀ ائمه علیهمالسلام بسازین.
مثلاً حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله بین ما خیلی مظلومن به نظرم و تقصیر ماست که خیلی کم از آقای عالم یاد میکنیم، خیلی خیلی بیشتر از این باید از وجود مبارکشون یاد بشه.
خلاصه که یه همچون «علیا»یی برای حضرت رسول و ائمه علیهمالسلام تک به تک درست کنین نور علی نوره!
امیدوارم خیلی خیلی زود خبر چاپ «خواندنیهای وصلکنندهی قلب به پیامبر مهربانیها»، «خواندنیهای وصلکنندهی قلب به حضرت مادر» و... تا «خواندنیهای وصلکنندهی قلب به امام مهدی عج» رو بشنوم.
#ذوقتون
#کتاب_علیا
عُلیا
سلام. نمیدونستم چطوری با علیا ارتباط برقرار کنم و اینجا پیام دادم، امیدوارم درست اومده باشم. دیروز
●
با حرفتون خییییلی موافقیم
و حضرت رسول و حضرت زهرا رو هم ویییییژهتر از همه اهل بیت، جآن و قلبِ امیرالمؤمنین میدونیم..
برای همین اگه دعامون کنید و قول بدید همهی عُلیاهای توی راه رو همنقدر تحویل بگیرید، برای ما خیلی پیشنهاد وسوسهانگیزیه!❤️🔥
نیمه شعبان و ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
روزی که واوِ آخر ترجمهی کتاب علیا رو هم توی رواق حاتم خانی حرم امام رضا علیهالسلام گذاشتیم!
توی همون روز و ساعتها که تولد کتابِ علیا به دست امیرالمؤمنین علیهالسلام داشت امضا میشد، یه رواقِ دیگه، یه شهیدِ بالقوهی دیگه که از قضا خیلی هم عاشق امیرالمؤمنین بودن، آخرین زیارتشون رو پیش امام رضا میرن و آخرین عکسشون رو توی حرم امام رضا میگیرن و آخرین خاطرههاشونو با خانوادهشون میسازن...
آخرینهای زمینی البته!
عُلیا
نیمه شعبان و ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ روزی که واوِ آخر ترجمهی کتاب علیا رو هم توی رواق حاتم خانی حرم امام رضا ع
●
سلام روزتون بخیر باشه
نمیدونم از قشنگی و آرامش کدوم محصول بگم
فردای شهادت رهبر که بسیار برای هممون سنگین بود همسرم هم شهید شدن و برای تحمل این غم دست به دامن اهل بیت شدم
همسرم به شدت عاشق امیرالمومنین بودن و من اتفاقی فروشگاه شما رو دیدم
کتاب علیا رو خریدم تا بخونم و ثوابش رو هدیه بدم به همسرم که انشاالله هم نشین مولا باشن
وقتی مقدمه کتاب رو خوندم خیلی خدا رو شکر کردم که این رزق رو سر راه من گذاشت اما اخر اخر مقدمه تاریخی رو دیدم که دلم زیر رو شد و از حکمت خدا ماتم برد
۱۵ بهمن ۱۴۰۴ حرم امام رضا
اون روز دقیقا همون روزی بود که شیفت خادمی همسرم توی حرم بود و ما ساعت ها کنار هم بودیم در اولین و اخرین سفر مشهد ...
و برام خیلی قشنگ بود که مقدمه این کتاب و پیش نمایشش همون روز و همون لحظه ها که برای ما پر از خاطره هست هم در محضر اقا بود
کتاب علیا اولین چیزیه که همیشه تو کیفمه
و توی همه مکان های زیارتی با خودم میبرم و نزدیک ترین به قلبمه
دومی نامه هایی برای روزهایی ابری
داره تو زندگیم معجزه میکنه
اینکه هر روزی که دلتنگم و نیاز دارم به درد و دل ، میرم و یه نامه از امیرالمومنین میخونم مثل ابی میمونه روی اتیش
بعد از خوندن اولین نامه وقتی بهم گفتن بعد تحمل سختی براتون رحمت داریم رحمت هایی که وارد زندگیم شد رو خیلی بیشتر درک کردم و شناختم ❤️🩹
تیشرت و استیکرا هم که زیباشون حرف نداره
انشالله نگاه امام علی به زندگیتون باشه
و برکت این کار قشنگتون روز افزون باشه و خیلی پیشرفت کنید و قلب مارو با یاد مولا آروم کنید 🙏🏼
#ذوقتون
عُلیا
● سلام روزتون بخیر باشه نمیدونم از قشنگی و آرامش کدوم محصول بگم فردای شهادت رهبر که بسیار برای همم
حالا این تصویرِ ثبت شده از شهید عرفان جوانمردی دقیقا توی تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ و خطوط نوشته شده در مقدمه کتاب علیا که حکایت از اتمام کتاب توی همین تاریخ و همین حرم داره،
یه نشونه دلگرم کننده برای خونواده شهید و گروه عُلیا شده!
شاید یکیش این باشه که امام رضا علیهالسلام اگه توی اون روز شهادتِ شهید جوانمردی رو براشون تقدیر کردن، خاطرشون جمع بود توی رواقِ کناری، پدرشون امیرالمؤمنین علیهالسلام دارن امضا پای چاپ کتابی میزنن که میرسه دستِ دلسوختههای بعد از حادثه و تسلی غمِ سنگینشون میشه...
برای خونواده شهید نوشتیم
اینجام میذاریم که یادمون نره...
ما لحظهای و کمتر از لحظهای نمیتونیم این اتفاق رو نشونهای برای بالیدن پیشِ خودمون فرض کنیم مگر اینکه به پیوست اعلام بداریم که امیرالمؤمنین علیهالسلام در صبرِ بر وصلههای ناجوری مثل ما و در فرصتدادن و توفیقدادن برای اینکه از پدریکردن کاری نبوده که در حقمون نکرده باشن شهره عالمان...