eitaa logo
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
245 دنبال‌کننده
165 عکس
61 ویدیو
0 فایل
♬-خورشیـد،روشن مارودزدیـدـن؛ زیر اوט ابر هاے سنگین کشیــــــدن..=)) 🛐🫴🏻-04/7/2- رماט _براے آخرین بار-در حال ویرایشـــــــــــــ💘، [زیرا کـہ مرـدگان این سال،عاشق ترین زنـدگان بوـدنـد..] جونم؟ @N_Nasiri_333
مشاهده در ایتا
دانلود
یه کوچولو کامل تر معرفی میکنی،یادم نمیاد😭😂 عارفه ای،؟!
به روی مآهت بدک نیستم🥲
مرسیییییییی✨🤌🏻
خیلی دست شما ممنون🙂😂
همیشه توهر داستانی تو هر دید گاهی رهآم خفنه؛
_✯براے آخرین بار✯_ «» -امیرمقاره-: صدای قهقهه هامون وسط صدای آهنگ گم شده بود؛هردوثانیه یه بار یکی از کسایی که وسط بودن و داشتن میرقصیدن و با مهران دس مینداختیم و از خنده ریسه میرفتیم،...منو مهران،حاصل یه اکیپ دوازده نفره ی قدیمی از زمان سربازی بودیم که از اون دوازده نفر فقط ما دوتا مونده بودیم؛.. مهران دستی به سرش کشید و خواست برای باردرهفتم پ.ی.ک و س.ر بکشه؛ دستشو گرفتم و قاطع گفتم: _بسه دیگه داداش،!تو ضرفیت خودت و میدونی بیشتر از یه حدی بشه کنترل شدنی نیستی.. درحالیکه که قطره های درشت عرق روی صورتش خودنمایی میکرد بدون اینکه کنترلی داشته باشه خندید و بالحن بیش از کند و خ.م.ا.ر لب زد: +یه طور جانماز آب میکشی،هرکی ندونه فک می‌کنه یه بارم ل.ب نزدی! حتما عمه جون من بود یه زمانی از سر لج نصف شیشه ی و.د.ک.ا و س‌.ر میکشید.. به یاد اون موقع پوز خندی زدم و گفتم: _احمق،من می‌دونم ضرفیتم چقدره.یه کاری میکنم آبروریزی نکنم حداقل، یادت نیست پارسال سر همین چه دعوایی را انداختی؟! تن صداش داشت ثبات اش و از دست میداد و بالا پایین میشد،آروم لب زد: باشه بابابزرگگگگ،باشهههه. نفسم و فوت کردم و به روبرو خیره شدم،که با نعنا مواجه شدم. نمی‌دونم چی شده بود،ولی کلافگی اش از روی چهره اش مشخص بود؛ نزدیک تر که شد، بی صدا طوری که مهران نفهمه لب زدم: +چی شده؟! هیچی ی آرومی زمزمه کرد،مهران با دیدنش یکم صاف تر نشست پ.ی.ک آمادرو و توی دستش گرفت و لب زد: +س.لامتیت.بعدم کامل خوردش.، سری تکون دادم و نگام ازش گرفتم که لب زد:+بابا،امیر جلو این خودت و پاک و مطهر نشون نده من تورو میشناسنم، همین بود، دوثانیه کافی بود تا ما به اسم رفاقت کامل هرچی از دهنمون در میاد بگیم و تهش همو بغل کنیم بگیم به مولا داداشمی.؛ دستی به پیشونی ام کشیدم و لب زدم: _سیشتیر.. +سی و یک تیر،مرتیکه خاله زنک.؛ _ببند مهران تا این شیشه رو ازطول تو دهنت فرو نکردم.! خواست چیزی بگه که با صدای دادی که نعنا زد به معنای واقعی کلمه ر.ی.د.م. -واسه چی انقددددد بحث میکنین،.. مهران که برق از سه فازش پریده بود لب زد:+بابا دورت بگردم،هرچی زده بودم پرید؛چته؟!..با چشمای گرد شده روبهش گفتم:_دورت بگردم؟!،بابا..چه دنیای کثیفیه.. نعنا کلافه لب زد: -بابا مهران تابآ.... و نگاهی به من انداخت و دوباره ادامه داد: -یعنی لیا نیست، آخرین بار پیش تو بوده و الان گم شده،.. مهران دستشو روی پیشونیش کوبید،که زیر لب محکم تری زمزمه کردم،. +حاجی من یادم رفتتت،!اومدم این الاغ و بدرغه کنم تنهاش گذاشتم؛ نگاهی بهش انداختم و گفتم:_ب.ش.ر.ف الان الاغ و بامن بودی؟! نعنا بدون اینکه بهم فرصت ادامه دادن بده گفت:-مهرانننن خررررر،این چه کاریهههههه مگه نمیدونی اولین بار پا تو همچین جایی میذاره، آروم لب زدم:+چقد عجیب تو دم دستگاه شما همچین آدمیم هم پیدا میشه؛ مهران چشماشو رو هم فشار داد گفت: _ببین نگران نباش،منو امیر میریم میگردیم دنبالش، آروم گفتم:+از خودت مایه بزار توروخدا؛.. ولی از جا پاشد و با نگاش بهم ثابت کرد چاره ی دیگه ای ندارم و یه بارم که اومدم بیرون باید تبدیل بشم به کارآگاه گجت گرامی!.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنها‌کسی‌که‌تا‌ اخر عمرم به نصیحتاش گوش میکنم: ↳ 𝙅𝙊𝙄𝙉→𝜗ৎMACAN,FELO 🌚🍓 ⊱
راحت لف بدین فکر قلب منم نباشین، اصن عب ندارع، نظرتون چیه کلا چنل و دیلیت بزنم؟!❤️‍🩹