ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
بله؟ دلیت؟ من نمیزارم مگر اینکه از روی جنازه من ردشی
خدانکنه بچه،🙂❤️🩹
همش لف میدن:)))
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
خب حال نمیکنن چیکار کنم🙂
خو به درککک 🙂ول کن برار تو فعالیتتو بکن
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
خدانکنه بچه،🙂❤️🩹 همش لف میدن:)))
لفت بدن اونا لیاقتت رو ندارن اینقدر ادامه بده تا چشمشون دربیاد✨🥺
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
خدانکنه بچه،🙂❤️🩹 همش لف میدن:)))
بزاز لفت بدن تو کانالت عالیه خیلی هم دلشون بخواد🎊
هدایت شده از _صدای تو گلو خفه شده؟!=)
_ای همیشگی ترین عشق
در حضور حضرت تو،
ای که میسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو=)
کامینگ سونننننننن🛐🫴🏻
Amir:
_دستی به صورتم کشیدم تا افکار چرت توی مغزم و پس بزنم، ولی فر مژه هاش، حالت چشماش،فرم صورتش.
فریاد میزد که این آدم غریبه نیست..،
بادور شدن مهران آستینای پیرهنم و بالا زدم و یک دستم و زیر کمرش و دست دیگه ام رو زیر زانو هاش گذاشتم و بلندش کردم؛حالا که بیشتر میدیدم میفهمیدم،حتی 17 یا18سالم واسه این صورت آشنا زیاد بود،
با اون نک سرخ شده ی بینی اش و فرفری های توی صورتش بهش ۱۴ سال بیشتر نمیومد،حتی اخم خفیف که به ابروهایش چین انداخته بودم برام آشناییت داشت ؛
موهای مشکی اش مثل دیواری که سفیدی و بیش از حد نشون بده،دور و اطراف صورتش ریخته بود.نمیدونم اما یه جورایی میشد گفت که برای بار دوم با دیدن چهره اش به وجد اومدم،..