eitaa logo
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
245 دنبال‌کننده
165 عکس
61 ویدیو
0 فایل
♬-خورشیـد،روشن مارودزدیـدـن؛ زیر اوט ابر هاے سنگین کشیــــــدن..=)) 🛐🫴🏻-04/7/2- رماט _براے آخرین بار-در حال ویرایشـــــــــــــ💘، [زیرا کـہ مرـدگان این سال،عاشق ترین زنـدگان بوـدنـد..] جونم؟ @N_Nasiri_333
مشاهده در ایتا
دانلود
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
_✯براے آخرین بار✯_ «#ورق-بیست و یکم» -امیرمقاره: ساعت هشت صبح و میگفت؛ من و مهران و
بچها یه چیز بگم بخندید، من شب هایی که توی دوره زمانی این ساعت ها،یعنی سه شب تا چهارشب براتون پارت مینویسم... هر یه خطی که مینویسم وسطش یه ربع چرت میزنم،..😂 دوباره بلند میشم دوسه خط دیگه مینویسم،دوباره خوابم می‌بره..💔😂 و اینجوری میشه که تا ساعت چهار صبح طول میکشه،.. اون تهش که می‌خوام لینک ناشناس بزارم دیگه چشمام التماس میکنن: تروخدا بسه..🦥😂
دوتا لف واقعا واسه چیهههههههه؟!
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
_✯براے آخرین بار✯_ «#ورق-بیست و یکم» -امیرمقاره: ساعت هشت صبح و میگفت؛ من و مهران و
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«ـچشمآت دنیامه،هرصبح تو همه دنیام و بازش میکنی؛» -مربوط به رمان- سرمو چرخوندم که نگاهم روش افتاد،طولی نکشید که این دفعه بیش تر از هربار قبل پاروی قول و قرار نصفه نیمه ام گذاشتم، دوتا تیله ی مشکی چشماش که انگار روح بخش کل این دنیا بود داشت عسل چشمام و ذوب میکرد،تضاد لبای سرخش و چشمای مات مشکی اش آدم و به وجد می آورد.؛نگاه خسته اش با فر فری های بهم ریخته چهره ی بامزه شو بچه گونه تر میکرد.،مژه های مشکی اش داشت بهم ثابت میکرد این آدم حق الناس گردنشه، و،واقعا حق یه ملتی و خورده. وباهمه ی اینا،بازم اون آشناییت و قدیمی بودن ته چهرش به چشمم میومد.
واقعا چجوری تا این حد لف میدید وقتی من دارم اینطوری زحمت میکشم
ـ+ فدات بشمممم من🤍🫶🏻
ـ+ مممنونممم ازت دورت بگردممم،🙂🥲
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
ـ+ مممنونممم ازت دورت بگردممم،🙂🥲
وای بچها دارین رو قلبم اکلیل میپاشین با این حرفای خوشگلتونننننن😭🥲🛐
ـ+ مرسیییییی ازتت،✨
ـ+ خدا نکنه،دورت بگردممممم.، حتما سعی میکنم یکم زود تر پارت بدم،قشنگم..🤏🏻✨🤍
عاشق آمارم که روز به روز پس می‌ره..