هدایت شده از محمدجواد محمدزاده
ما از این مقطع عبور خواهیم کرد. از عبرت مهمّی که پیام صریح رهبر انقلاب برای آیندهی انقلاب دارد غافل نشویم.
خلاصه دو خطی اینکه «پزشکیان + رفیق حاج قاسم» خلاف نظر رهبری پروژهای را آغاز کردند و چون اصلاً تصور چنین پیام صریحی از رهبری نداشتند، مثل همیشه صحنه را در هماهنگی و رضایت کامل رهبری جلوه دادند.
قالیباف و پادوهای رسانهای حداکثر سوء استفاده را از انگارهی «رفیق حاج قاسم» کردند و این هماهنگی با خواست رهبری را به امّت حزبالله فروختند.
بخشی از مریدان حاج باقر هرگز تصورِ این تناقض را نداشتند: خودسری در خلوت و القای هماهنگیِ تام در جلوت. و حالا این بُتِ اعتماد به رفیق حاج قاسم شکست.
بعضیها متنبّه شدند و دنیای ذهنیشان بهم ریخت. بعضیها هنوز در مرحله سکوت و انکار به سر میبَرند.
این دیگر لایحه حجاب یا فلان مسأله سیاست داخلی نیست. خودسری در حساسترین مقطع تاریخ انقلاب است. و البته القای هماهنگی با رهبری.
چه سالها و چه مواردی که با این ترفندها جماعت انقلابی را فریفتند.
این عکس و فیلم هم که ابتدای زمزمههای مذاکرات منتشر شد ناشی از همین اعتماد حاج محمود کریمی به رفیق حاج قاسم بود.
@mj_mohammadzade
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
معصیت بزرگ، اختلاف نظر با رهبری نیست.
معصیت بزرگ، حتی جلب رضایت رهبری درباره نظر خودتان هم نیست.
معصیت بزرگ این است که نظر خودتان را به عنوان نظر رهبری در جامعه جار بزنید و مدعی شوید همه چیز طبق نظر رهبری پیش میرود و هیچ کس حق ندارد دم بزند و نقد کند.
@syjebraily
از حذف جهانی پترودلار و آزادسازی پولهای بلوکهشده به عنوان پیششرط مذاکرات رسیدیم به خرید محصولات کشاورزی آمریکایی.
کسی که با دست علی بیعت نکند عاقبت با پای حجاج بیعت خواهد کرد.
@omid_ramez
➖آزادسازی تنگه هرمز
➖دسترسی آژانس به سایتهای هستهای و مواد غنیسازی شده( بند ۹ که به فریز وضعیت هستهای اشاره دارد، یعنی کارشناسان آژانس از وضعیت کنونی صنعت هستهای اطلاع داشته باشند و آن را ثبت کنند؛ این یعنی دسترسی کامل به اطلاعات سایتهای هستهای و ۴۰۰ کیلو مواد غنیسازی شده ۶۰٪)
دشمن مولفههای قدرت و اهرمهای چانهزنی بلندمدت ایران را که در جنگ نظامی نتوانست بگیرد در میز مذاکره کسب میکند.
قالیباف: میدان دیپلماسی، میدان تثبیت دستاوردهای میدان نظامی است!
@omid_ramez
دسترسی آژانس به سایتهای هستهای، یعنی نقض "قانون الزام دولت به تعلیق همکاری با سازمان بین المللی انرژی اتمی" مصوب مجلس در تیرماه ۱۴۰۴ پس از جنگ ۱۲ روزه.
بسته نگه داشتن مجلس بیدلیل نیست!
@omid_ramez
ترامپ:
قرار است آنها از پول برای خرید غذا برای مردم خود استفاده کنند، زیرا در حال حاضر مردم آنها بسیار گرسنه هستند و آنها منحصرا آن را از ما میخرند: ذرت
پ.ن:
امیدوارم مسئولان تکذیب کنند.
https://www.cnbc.com/amp/2026/06/22/trump-iran-war-oil-profits-rebuild-military.html
@omid_ramez
متاسفانه عدم صداقت برخی مسئولین درباره محتوای مذاکرات و تعهدات داده شده و دستاوردهای کسبشده، در گذشته دور و نزدیک، آمریکاییها را به منبع خبری تبدیل کرده است و دنبالکنندگان روند مذاکرات و مردم را نگران میکند.
@omid_ramez
ونس:
ایران با بازگشت بازرسان آژانس به کشور موافقت کرده است. این بازرسیها برای اولین بار از سال گذشته انجام میشود.
@Omid_ramez
🇮🇷 ونس گفته:
ایران با بازگشت بازرسان آژانس به کشور موافقت کرده است. این بازرسیها برای اولین بار از سال گذشته انجام میشود.
🇮🇷 بقائی هم گفته:
برنامهای برای بازرسی آژانس از تاسیسات هستهای ایران نداریم.
🇮🇷 از طرفی حضور بازرسان آژانس نقض "قانون الزام دولت به تعلیق همکاری با سازمان بینالمللی انرژی اتمی" مصوب مجلس در تیرماه ۴۰۴ پس از جنگ ۱۲ روزه است.
🇮🇷 قبلا هم مسئولین میگفتند در تاسیسات اراک بتن نریختیم. اما گزارش ۱۶ ژانویه ۲۰۱۶ آژانس نشان داد صداقت ندارند و بتن ریخته شده است.
انشاءالله اینبار حرفشان خلاف واقع نباشد.
@omid_ramez
ذکر کرامات شهدا از زبان حاج قاسم ضمن بیان خاطرات دفاع مقدس و جنگ ۳۳ روزه
حالا اینجا باید یک نکتهای بگویم. ما خیلی از این صحنهها را در دفاع مقدس خودمان دیده بودیم و من همیشه میگویم که از عوامل بر حق بودن خودمان در جنگ، آن روحیاتی بود که از رزمندگانمان بروز میکرد و بیشتر شباهت داشت به حالت سیر و سلوک و برداشته شدن حجابها؛ از ورای حجابها و ورای پردهها سخن میگفتند. یکوقت - شاید یک سال و نیم قبل از عملیات کربلای پنج - ما در شلمچه بودیم و میخواستیم آنجا عملیات بکنیم و برای اینکه دشمن متوجه ما نشود، نیروهای اطلاعات عملیاتمان را مستقر کرده بودیم. مقابل ما آب بود و آن روز دو نفر از بچههای ما به نام حسین صادقی و اکبر موساییپور به شناسایی رفتند اما برنگشتند. یک برادری ما داشتیم که خیلی عارف بود؛ نوجوان مدرسهای بود، دانشآموز بود اما خیلی عارف بود. یعنی شاید در عرفان عملی، کم مثل او پیدا میشد؛ به درجهای رسیده بود که بعضی از اولیا و بزرگان عرفان، بعد از مدت طولانی مثلاً هفتاد هشتاد سال میرسیدند. من در اهواز بودم که این برادر نوجوان ما با بیسیم راکال با من تماس گرفت و گفت «بیا اینجا». من رفتم آنجا. آن برادر ما گفت «اکبر موساییپور و صادقی برنگشتند.» خیلی ناراحت شدم و گفتم «ما هنوز شروع نکردیم، دشمن از ما اسیر گرفت و این عملیات لو رفت» و با عصبانیت این حرف را بیان کردم.
من یک روز آنجا ماندم و بعد برگشتم، چراکه جبهههای متعددی داشتیم. دو روز بعد دوباره آن برادر ما با من تماس گرفت و گفت بیا؛ من هم رفتم. آن برادر ما که اسمش حسین بود، به من گفت که فردا اکبر موساییپور برمیگردد. به او گفتم حسین! چه میگویی؟ حسین، یک خندهی خیلی ظریفی آن گوشهی لبش را باز کرد و گفت «حسین پسر غلامحسین این را میگوید.» اسم پدرش غلامحسین بود؛ او هم دبیر خیلی ارزشمندی بود، مادرش هم دبیر بود. حسین معلمزاده بود از پدر و مادر. اصلاً واقعاً به سن نوجوانی معلم بود. وقتی اسم «حسین آقا» را میبردند، یک حسین آقا بیشتر نداشتیم؛ شاید صدها حسین در آنجا بودند، اما فقط یک «حسین آقا» بود. گفتم «حسین! چه شده؟» گفت «فردا اکبر موساییپور برمیگردد و بعدش صادقی برمیگردد.» گفتم «از کجا میگویی؟» گفت «شما فقط بمانید اینجا.» من ماندم. ما یک دوربین خرگوشی داشتیم که دورش را گونی چیده بودیم و دژ درست کرده بودیم. برادرهای اطلاعات که پشت دوربین بودند، نزدیک ساعت یک بعدازظهر بود که گفتند یک سیاهی روی آب است. من آمدم بالا دیدم درست است؛ یک سیاهی روی آب خوابیده بود. بچهها رفتند داخل آب و دیدند که اکبر موساییپور است. روز بعدش هم حسین صادقی آمد. عجیب این بود که آن آب با همهی تلاطماتی که داشته، اینها را به همان نقطهی عزیمتشان برگردانده بود. هر دو در آب شهید شده بودند. خیلی عجیب بود. من به حسین گفتم «حسین! از کجا این را فهمیدی؟» گفت «من دیشب اکبر موساییپور را در خواب دیدم که به من گفت: حسین! ما اسیر نشدیم، ما شهید شدیم. من فردا این ساعت برمیگردم و صادقی روز بعدش برمیگردد.» بعد حسین به من جملهای گفت که خیلی مهم است. گفت «میدانی چرا اکبر موساییپور با من حرف زد؟» گفتم نه. گفت «اکبر موساییپور دو تا فضیلت داشت: یکی اینکه ازدواج کرده بود، دو اینکه نماز شب او در آب قطع نشد. این فضیلت او بود که او آمد من را مطلع کرد.»
حسین بعدها شهید شد. من میخواستم به این نکته برگردم که در آن کوران حوادث که خیلی سخت بود، یکی از برادرهای حزبالله که اهل تدین و تشرع بود و در جنوب مسئول بود، در حالتی که به تعبیر خودش حالت خواب نبوده گفت «دیدم یک بانویی آمد و یک یا دو بانوی دیگر هم در کنارش بودند. من در عالم خواب حس کردم حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است. رفتم به سمت پاهای مبارکشان؛ به ایشان گفتم که ببینید وضع ما را، ببینید ما چه وضعی داریم. حضرت فرمودند که «درست میشود». گفتم نه. من مُصر بودم به پای ایشان بیفتم و اصرار داشتم از ایشان چیزی بگیرم. بعد از اصرار کردن، ایشان فرمودند «درست میشود» و یک دستمال از داخل روپوشی که داشتند بیرون آوردند و تکان دادند و فرمودند «تمام شد». یک لحظه بعد یک هلیکوپتر اسرائیلی با موشک زده شد و بعد از این، زدن تانکها شروع شد.» و زدن تانکها همان نقطهی شکست رژیم در جنگ بود. از اینجا بود که معادلهی جدید آمد و اولین موشکهای کُرنت در این جنگ رونمایی شد و برای اولین بار تانکهای مرکاوای اسرائیلی که تا حالا به این شکل زده نشده بودند، منهدم شدند و نزدیک به هفت تانک در یک روز زده شد.
https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=43598
@omid_ramez
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ