صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبر معظم انقلاب نیاز به سخنگو و روابط عمومی ندارند!
#فضائلی
#حاجی_صادقی
#حداد_عادل
#و...
@Omid_ramez
سازندگی مروّج ایده "حکومت مسلمان" به جای "حکومت اسلام" است؛ یعنی به جای اسلامِ اجتماعی-سیاسی که در راس آن ولی فقیه حاکم است، چند انسان ظاهرالصلاحِ نمازخوان حکمرانی کنند. ایدهای که قم را صرفا در حد واتیکان میخواهد نه بیشتر. یک سکولاریسم خوشرنگ و لعاب.
حالا تیتر زده "حمایت قم از توافق".
جلالخالق!
حسامالدین آشنا توییت زده بود: "از رهبری عبور نکنید؛ با رهبری عبور کنید".
میتوان به جای رهبری کلمات دیگری هم جایگزین کرد. مثلا مَراجع؛
بعد از نامهی معنادار ۷۰ تن از خبرگان و هشدار به تیم مذاکرات، پزشکیان وزن مراجع قم را لازم داشت.
این البته با نگاه خوشبینانه است؛ چون تنها تیم رسانهایِ مخابرهکننده جلساتِ پزشکیان با مراجع عظام، تیم رسانهای دولت است؛ نمیدانیم در جلسات دقیقا چه گذشته است.
@omid_ramez
.
ما فراموش نمیکنیم ایام پس از شهادت امام امت را که اصرار داشتید لازم نیست فعلا رهبری انتخاب شود.
یادمان نرفته ۳۰ سال میخواستید انتهای خیابان کشوردوست را به کاخ باکینگهام و نظام ولایت فقیه را به سلطنت مشروطه تبدیل کنید.
ما با فتنههای شما بزرگ شدیم؛ میفهمیم که مینویسید "جمعبندی نهادی" اما میخوانید "شورای سقیفه".
در نظام جمهوری اسلامی، فصلالخطاب فقط نائب عام امام زمان (روحی فداه) است و لاغیر.
@omid_ramez
هدایت شده از لشکر سایبری ایران | IRAN
🔴 مدیریت تنگه هرمز صرفاً در اختیار جمهوری اسلامی ایران است
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس:
🔹عصر مداخلهٔ آمریکا در امور منطقه به سر آمده و بازگشت مجدد شکستخوردگان، هرگز دستاوردی به همراه ندارد.
🔹 تنگهٔ استراتژیک هرمز بخشی جداییناپذیر از حاکمیت ملی ایران است و مدیریت آن صرفاً در اختیار جمهوری اسلامی ایران است
🔹حاکمیت لبنان نه با خلع سلاح مقاومت، که با پایان اشغالگری و تجاوز تأمین میشود.
سپاه سایبری پاسداران👇🏻
☑️ @SEPAHCYBERY
جمهوری اسلامی | امید رامِز 🇮🇷
🔴 مدیریت تنگه هرمز صرفاً در اختیار جمهوری اسلامی ایران است رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجل
گزارش سایت insights.windward.ai از عبور و مرور تنگه هرمز نشان میدهد در تاریخ ۲۸ ژوئن یعنی دو روز قبل، ۲۸ کشتی وارد تنگه هرمز شده است که ۱۲ مورد آن از مسیر جنوب(مسیری که تعیین شده توسط ایران نیست) عبور کردهاند. همچنین ۱۴ کشتی از تنگه هرمز خارج شدهاند که ۴ مورد از مسیر جنوب بوده است.
(اعتبار پژوهش برای "برنامه به وقت ایران" است).
https://insights.windward.ai/#hormuz-anchor
@omid_ramez
✍مهدی خراتیان
بخش اول
مقالهای مفصل پیرامون تحولات سریع در نظم منطقهای، اتصال لبنان به کوریدور IMEC و قرار گرفتن آن در مدار عادیسازی با اسرائیل و نقدی بر رویکرد «تنفس بین دو جنگ»؛ نقش منفی تنش زدایی حساب نشده با کشورهای عربی خصوصا امارات عربی متحده در تغییر سریع معادلات نظم منطقهای علیه تهران و تکرار اشتباه توافق پکن؛
پیش از این، چهار پارادایم اصلی و رقیب در تثبیت نظم پساجنگ در خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده و آکسیومهای اصلی آنها را بر شمردیم. در این مقاله مفصل به طور خاص به نقد دو پاردایم نخست و سوء برداشت انها از مفهوم «تنش زدایی» در مورد کشورهایی چون امارات خواهیم پرداخت، اقدامی که معمولا در ازای امتیازات اقتصادی نسیه، موقت و محدود انجام میشود، اما در عمل طرف مقابل را در جهت تثبیت معادلاتی که در بلندمدت به ضرر منافع و امنیت ملی ایران است، جری میسازد.
پیش از این در تحلیل روند جنگ توضیح داده شد که امارات عربی متحده به دلیل نقش فعال در تسهیل تجاوز ایالات متحده و اسرائیل به ایران و نقش محوری در ائتلاف I2U2 و کوریدور IMEC و روابط عمیق و چند لایه با اسرائیل، با اختلافی معنادار هدف اصلی اقدامات نظامی ایران علیه کشورهای عربی منطقه بوده است.
پس از آتش بس و امضای یادداشت تفاهم اسلام آباد، اخبار متعدد و تکذیب نشدهای دال بر ملاقاتهای سطح بالا میان مقامات امنیتی کشور و مقامات ارشد اماراتی منتشر گردید. از طرف دیگر اخباری از روند سریع شکل گیری دو ائتلاف/کوریدور منطقهای به گوش میرسد که یکی با محوریت امارات و اسرائیل و دیگری با محوریت ترکیه و عربستان در حال تنظیم و تحکیم روابط قدرت منطقهای به نفع ایالات متحده هستند و با توجه به اضافه شدن لبنان به محور امارات/اسرائیل، و امضا شدن توافق ننگین میان دولت لبنان و اسرائیل، میتوان ادعا کرد که باز هم تهران در تشخیص اولویتهای خود دچار خطا شده و اشتباه توافق پکن و سفر خالد بن سلمان را در یک مقطع زمانی حساس و تاریخ ساز تکرار کرده است.
در این میان نباید از نظر دور داشت که با توجه به عضویت ریاض در کوریدور IMEC و نفوذ بالای آن در دولت نواف سلام، اساسا این تحولات بدون رضایت ریاض ناممکن بوده و تهران در تنظیم رفتار ریاض و استفاده از ظرفیت باب المندب و دریای سرخ در این جهت ناموفق عمل کرده است.
شرایط حال حاضر، به طرز معناداری شبیه شرایط پیش از انفجار منطقه در ۷ اکتبر (سپتامبر ۲۰۲۳) و همچنین پیش از جنگ ۱۲ روزه (آوریل و می ۲۰۲۵) پس از سفر خالد بن سلمان به تهران است که در آن تهران با پیش فرضهایی بسیار نادرست ریاض و ابوظبی را در حاشیه امن قرار داد تا روند ابرمعامله عادیسازی و تجهیز منطقه برای جنگ با ایران بدون هیچ مزاحمتی پیش برود. طرف غربی با طرح معامله آزادی جاسوسان در برابر پولهای بلوکه شده در کره جنوبی و قولهای نسیه سرمایه گذاری از جانب کشورهای عربی در پیش از جنگ ۱۲ روزه، تلاش کرد به این آسایش خاطر کاذب در تهران دامن بزند، معاملهها و قولهایی که حتی یک سنت از آنها به ایران نرسید. تهران پس از توافق پکن و معامله جاسوسان، با عدم درک زلزله ژئوپولتیک قریبالوقوع در منطقه، با محصور کردن خود در دام «سیاست همسایگی»، خود را در برابر تحرکات ایالات متحده و اسرائیل با هدف تغییر نظم منطقهای در وضعیتی دست بسته قرار داد و این قاعده نادرست را تا زمان حمله گسترده ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران و ترور رهبر عالی جمهوری اسلامی حفظ کرد.
متاسفانه شواهد نشان میدهد که جریانهایی که نقش مهمی در وابستهسازی ایران به نظام مالی امارات (تحت اشرافیت کامل اسرائیل و ایالات متحده) و تسویه درهمی داشته و با معلق نگه داشتن دو دههای پرونده توسعه بندر استراتژیک چابهار عملا کشور را دچار خفگی ژئواکونومیک کردهاند، در حال تصمیم سازی برای فرستادن منافع عالی کشور به مسلخ نظم آمریکایی/اسرائیلی هستند؛ و جای بسی تاسف است که برغم نادرست بودن تحلیلهای این جریانها پیش و پس از طوفان الاقصی، پیش از جنگ ۱۲ روزه و همچنین نادرست بودن تبیینهای آنها از نقش راهبردی قیمت نفت و تنگه هرمز در تعیین تکلیف معالات جنگ با آمریکا، این جریانها هنوز عنان مقدرات بلندمدت کشور را در دست دارند.
در این مقاله مبسوط نشان میدهیم که چگونه طراحیهای امارات (با مشارکت ایالات متحده، فرانسه و ایتالیا) برای لبنان، در حال نابودی ژئوپولتیک شیعه و منافع بلند مدت ایران در جوار مدیترانه شرقی است و به نظر میرسد که قرار گرفتن مجدد امارات و سعودی در حاشیه امن به انها این جرات را داده است که بزرگترین متحد ایران در جوار مدیترانه را در فشاری بیسابقه قرار دهند، حال بماند که این مساله در حال تغییر دادن معادلات تنگه هرمز به ضرر ایران نیز هست.
@omid_ramez
✍مهدی خراتیان
بخش دوم
جریان نرمالیزاسیون همواره به طرق مختلف تلاش کرده تا در تهران این اتمسفر را ایجاد کند که مسائل منطقه خاورمیانه اساسا ربطی به پکن ندارد یا پکن انگیزهای برای مداخله در آن ندارد، و این در حالیست که اتصال لبنان به IMEC با توجه ماهیت "ایندوپاسیفیکی" آن دارای ماهیتی ضد چینی یا حداقل معارض با مانع بلند مدت چین است. از طرف دیگر اتصال بیروت به حیفا دارای معانی عمیقی است که یکی از آنها پراکندگی و تضعیف طائفه شیعه در جنوب لبنان و خلع سلاح کامل آن است.
شواهد نشان میدهد که در تهران هنوز رویافروشان حامی "نظم مبتنی بر قواعد"، با مستمسک قرار دادن مسائل موجه/غیرموجه اقتصادی، در ترویج آمریکاگرایی رمانتیک بازار گرمی دارند و اوراسیاگرایان رئالیست و قائلین به تعیین تکلیف نظم منطقهای در بازی میان قدرتهای بزرگ، در اقلیت محض قرار دارند.
در ادامه به تبیین ابعاد تحولات اخیر در لبنان خصوصا زمینهسازی برای اتصال لبنان به IMEC خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چرا تئورسینهای «تنفس بین دو جنگ» در برآوردهای خود از اسیبهای امتیازات اقتصادی (عمدتا نسیه) اعراب به ایران و آثار مخرب تنش زدایی بی موقع و نادرست با امارات و سعودی (یعنی بدون تعیین تکلیف مساله نظم منطقهای با مشارکت قدرتهای بزرگ من جمله چین) دچار خطایی راهبردی هستند./۱
برای شروع، توجه مخاطبان به این نکته جلب میکنم که درک تحولات پیچیده اخیر نیازمند درک درست از کوریدور IMEC و ماهیت کوریدور است، که پیشتر به آن مفصلا پرداختهایم. اخبار اتصال لبنان به IMEC پس از روی کار آمدن ژوزف عون و نواف سلام به شکلی پراکنده به گوش میرسید، اما با آغاز جنگ ایران و آمریکا، این اخبار جدیتر شد، تا جایی که میتوان مدعی شد حمله به ایران در اصل مقدمه چینی برای نهایی کردن پروژه عادیسازی و تکمیل کوریدور IMEC بوده است، و به نظر میرسد فرانسه و امارات در مورد اتصال لبنان به IMEC نقشی کلیدی داشتهاند. دیدار نماینده مخصوص ماکرون با عون در ۲۵ فوریه (سه روز پیش از آغاز جنک) پیرامون مساله IMEC شاهدی بر این مدعاست./۲
برای درک اهمیت اتصال لبنان به کوریدور IMEC باید به سال ۲۰۲۳ و اجلاس G20 در دهلی باز گردیم. زمانیکه بایدن در معیت مودی، بن سلمان و سران اروپا اعلام کرد که بندر بمبئی (و سایر بنادر شرقی هند) از طریق امارات، سعودی، اردن و اسرائیل به اروپا متصل خواهند شد./۳
این پروژه از یک طرف مقدمه ابرمعامله سه جانبه آمریکا-اسرائیل- سعودی بود، اما در امتداد «اجماع نوین واشنگتن» جهت مهار پکن نیز بود. از همین رو شی جین پینگ، رهبر چین اعلام کرد که در اجلاس G20 دهلی شرکت نخواهد کرد تا به این طرح ضدچینی مشروعیت نبخشد./۴
از همان مقطع سفر بایدن به ریاض در جولای ۲۰۲۲ و وساطت برای بازگشت جزایر تیران و صنافیر از مصر به سعودی و باز شدن حریم هوایی سعودی به روی هواپیماهای اسراییل این هشدار کرارا داده میشد که طرحهای ایالات متحده در جهت هژمونی و استیلای کامل اسراییل بر منطقه است./۵
متاسفانه در تهران برخی با غلوآمیز و تخیلی نشان دادن نظریه «هژمونی اسرائیل» با شراکت دول عربی خلیج فارس خصوصا سعودی و امارات، همواره تهران را در حالتی منفعل نگاه داشتند، و مانع دیدن وقایع پیرامونی در چارچوب «تحول در نظم منطقهای» حول محور اسرائیل شدند./۶
در این میان، با پیشرفت تدریجی مذاکرات عادیسازی و امتیازدهی ارضی بیسابقه محمود عباس در مذاکرات جانبی، حماس از منظر فلسطینی احساس خطر کرد و تنها راه بقای مساله فلسطین را در انتحار بیسابقه خود جهت بر هم زدن ابرمعامله عادیسازی دید (رج.ع کنید به مقاله WSJ)./۷
این اقدام حماس در حالی انجام شد که اسرائیل بشدت بر ایران و حزب الله متمرکز بود، تا جاییکه طبق اسناد یک حمله قریب الوقوع بزرگ به حزب الله در همان مقطع زمانی و یک حمله بزرگ به ایران در نوامبر ۲۰۲۴ (عملیات پرچمدار) در دستور کار اسرائیل بوده است./۸
همه اینها در حالی بود که ایران و حزب الله با وجود سیل اخبار پیشرفت کوریدور IMEC و ابرمعامله عادیسازی به غلط خود را در حاشیه امن می پنداشتند. اعتراف بایدن به اراده حماس جهت بهم زدن IMEC موید درک دقیقتر حماس از اقتضائات صحنه بوده است (بر خلاف روایت رایج)./۹
پس از طوفان الاقصی و درگیر شدن اسرائیل در چند جبهه اگرچه ابرمعامله عادیسازی و کوریدور IMEC به حاشیه رفتند، اما هرگز کنار گذاشته نشدند و اسرائیل و کشورهای عربی به تدریج و در اشکال مختلف، مسیرهای زمینی و دریایی آن را ساماندهی کردند و «نظم منطقهای» همچنان/۱۰
@omid_ramez
✍مهدی خراتیان
بخش سوم
کمابیش به روال قبل پیش رفت، اگرچه مساله امنیت در مدیترانه شرقی (اختلاف ترکیه و یونان-قبرس-اسرائیل) و آشوب در مرزهای اسرائیل به عنوان مانعی بزرگ مطرح بود و از همین رو اسراییل برغم همه هزینهها تصمیم گرفت برای غزه، لبنان و ایران بسمت «راه حل نهایی» برود./۱۱
پیشتر بارها گفته شد که در میان ذی نفعان کوریدور IMEC هیچ یک به اندازه امارات دارای تحرک نیست، و دلیل آن روابط نزدیک با اسراییل، نزدیکترین عضو کوریدور به بزرگترین قطب اقتصادی کوریدور (هند) و قابلیت بالای مالی و سازماندهی لجستیکی و بندری است./۱۲
امارات از طریق شرکتهای غول خود من جمله DP world و AD Port از بنادر هند تا جبل علی و بنادر اروپایی را تحت پوشش دارد و به جرات میتوان گفت که امارات دارای رویکردی تهاجمی، مبتنی بر «امپریالیسم بندری» است، لذا امارات این موقعیت برتر را ابدا از دست نمیدهد./۱۳
امارات از هر فرصتی برای احیای IMEC استفاده میکند و در طول جنگ غزه کوشید از طرق کارچاق کنی محمد دحلان و خوزه آندرس رییس @WCKitchen، مسیری را از غزه به اروپا بگشاید که در آن مقطع زمانی با مخالفت استقرار امنیتی اسرائیل مواجه شده و این طرح شکست خورد./۱۴
رفتار خشن اسرائیل در مورد نیروهای خوزه آندرس در نوار غزه باعث اختلاف میان ابوظبی و اسرائیل شد، و دحلان نیز بارها نشان داد که نمیخواهد در نقش «حمال غزه» دیده شود و بدون داشتن نقشی سیاسی-امنیتی، صرفا جورکش معضلات بی انتهای اقتصادی غزه باشد./۱۵
خبر مهم دیدار محمد دحلان (به عنوان دست راست محمد بن زاید) با رییس شین بت در امارات در یک ماه پیش، به احتمال زیاد موید فعال شدن مجدد محور اماراتی-اسرائیلی در تعیین تکلیف آینده غزه و نزدیکتر شدن ابوظبی به تل آویو است که تهران باید به این امر با دقت بسیار بنگرد، چون علائم روشنی وجود دارد که ابوظبی در لبنان نیز همانند غزه بسیار بیش از قبل فعال شده است./۱۶
در این شرایط امضای توافق سه جانبه ننگین لبنان-اسراییل-آمریکا توسط دولت لبنان، که هدفی جز خلع سلاح حزب الله ندارد و بیشتر مفاد آن مستقیم یا غیر مستقیم به این امر اشاره دارد و تضمیم روشنی برای عدم ادامه اشغال لبنان نمیدهد، حاوی نکات مهمی است. در بند ۱۰ این توافق نامه (که به نوعی تفسیر ایالات متحده از بن ۱ توافق نامه اسلام آباد است) میخوانیم:
«بهطور جداگانه و همزمان، ایالات متحده شرکای بینالمللی را برای حمایت فعال از دولت لبنان در بازسازی کشور، ترمیم زیرساختها، احیای اقتصاد و ایجاد فرصتهای رفاه و شکوفایی بسیج خواهد کرد. انتظار میرود این حمایت شامل تأمین و بسیج کمکهای قابلتوجه بازسازی و بشردوستانه برای لبنان، برنامههای احیای اقتصادی و ابتکارات سرمایهگذاری باشد تا لبنان بتواند از سالها درگیری و منازعه بهبود یابد و آیندهای بهتر برای همه شهروندان خود فراهم کند.»/۱۷
بیانیه صادر شده از دفتر ریاست جمهوری لبنان نشان میدهد که محمد بن زاید در پی امضای این توافق آمادگی خود را برای کمک به لبنان جهت بازسازی خود اعلام کرده است. به گواهی بیانیه های دفتر ریاست جمهوری لبنان، بن زاید اولین فردی بود که از این توافق استقبال کرده و تنها رییس عربی است که از این توافق ننگین استقبال کرده است. این مساله به خوبی جایگاه امارات را در نظم مد نظر آمریکا و اسرائیل در منطقه نشان میدهد./۱۸
بلافاصله بن زاید دستوذر ارسال کمکهای بشر دوستانه به لبنان را صادر کرد، که به خوبی میدانیم هیچ کمک بشردوستانه از جانب امارات به مناطق درگیری اسرائیل نمیرود مگر آنکه مجوز دستگاههای امنیتی اسرائیل را دریافت کرده باشد./۱۹
به موازات این رویدادها اعلام وزارت امور عامه و حمل و نقل لبنان مبنی بر تشکیل نخستین جلسات هماهنگی جهت الحاق لبنان به کوریدور IMEC تکلیف همه چیز را روشن میکند: لازمه اتصال لبنان به IMEC خلع سلاح حزب الله است و یافتن راه میانه برای اینکار قطعا دشوار است./۲۰
در حال حاضر ظاهر قضیه این است که اتصال دو بندر حیفا و بیروت از طریق غیر مستقیم و از طریق اردن و سوریه انجام خواهد شد. این امر با توجه به اینکه مسیر قدیمی حیفا-بیروت (قبل از تاسیس رژیم اسرائیل) از بین رفته است، ظاهرا معقول به نظر میرسد. با وجود این شواهدی وجود دارد که اتصال این دو بندر از طریق مستقیم پیگیری میشود، چرا که اسراییل، سوریه را در امتداد ترکیه و سعودی ارزیابی میکند و مایل نیست سوریه سهمی در IMEC داشته باشد. پس تنها راه باقی مانده، تضعیف شیعه و به طور خاص حزب الله لبنان در جنوب لیتانی و پیگیری مسیر مستقیم است ./۲۱
@omid_ramez
✍مهدی خراتیان
بخش چهارم
باید دقت کرد که در حال حاضر ترکیه و سعودی در حال ایجاد ائتلافی با هدف تضعیف همزمان اسرائیل و ایران هستند و سوریه در این ائتلاف قرار میگیرد. آنها به مسیر جایگزینی میاندیشند که از عمان آغاز شده و امارات و تنگه هرمز را دور میزند و از طریق اردن و حلب در سوریه به ترکیه رسیده و بدون گذر از مدیترانه شرقی (حوزه اختلافی ترکیه با محور قبرس-یونان-اسرائیل) به اروپا میرود./۲۲
توافق عربستان و ترکیه برای احیای «راه آهن حجاز» و دور زدن تنگه هرمز زنگ خطری برای امارات و اسرائیل است؛ ایران اگرچه اهرمی روی این کوریدور ندارد، اما چون این کوریدور رقیب IMEC است چندان به آن حساس نیست، اما امارات نمیتواند ایجاد یک بندر بزرگ در عمان/۲۳
که در تراز جبل علی باشد را تحمل کند، خصوصا اینکه ایران از اهرم تنگه هرمز بر علیه IMEC استفاده خواهد کرد. پس اینجا یک مساله موجودیتی برای امارات مطرح است: مساله تنگه هرمز باید به هر قیمتی حل شود، وگرنه امارات نبرد کوریدورها را به رقبای ترک و سعودی و عمانی خواهد باخت./۲۴
برای حل این مشکل امارات همزمان چند کار انجام میدهد:
۱. تلاش برای حفظ موقعیت درهم در نظام ارزی ایران به عنوان ابزار فشار
۲. استفاده از برگ لبنان و خلع سلاح حزب الله به عنوان ابزار فشار به تهران
۳. تقویت توان تسلیحاتی تهاجمی و تدافعی امارات، نظیر خرید موشکهای کروز پیشرفته براهموس از هند
۴. کمک گیری از قدرتهای بین المللی به خصوص آمریکا و فرانسه جهت تامین امنیت تنگه هرمز با استفاده از تمامی ابزارها/۲۵
@omid_ramez
#رصد
اسلامگرایی کمتر؛ ملیگرایی بیشتر
نیویورک تایمز
کاترین بنهولد
🔻رستاخیز هویت پارسی
🔘ایران به عنوان موفقترین آزمایش مدرن اسلام سیاسی، در واکنش به جنگ دوازدهروزه اخیر با اسرائیل، دگردیسی چشمگیری را میگذراند. حاکمیت برای متحد کردن افکار عمومی، ایدئولوژی مذهبی را به نفع یک ملیگرایی پررنگ کنار میزند. این تحول در تصویرسازی بیسابقه از زنان مشهود است؛ تلویزیون دولتی رژههای نظامی زنانی را پخش میکند که با سلاحها و خودروهای صورتیرنگ حضور یافته و صراحتاً زنانی را نشان میدهد که بدون داشتن حجاب، حامی رژیم هستند. از زمان درگیریهای تابستان گذشته، ماشین تبلیغاتی دولت از تمرکز انحصاری بر چهرههای انقلاب اسلامی فاصله گرفته است.
🔘حکومت اکنون سرودهای میهنپرستانه پخش میکند و پوسترهایی از قهرمانان اساطیری پارسی را میآویزد. این توسل استراتژیک به هویت ایرانی، اقدامی محاسبهشده برای جذب طیف گستردهتری از شهروندان است. فلسفه حکومتی که زمانی تمامی امور را صرفا از دریچه اسلام نگاه میکرد، اکنون بقای ملی و انسجام داخلی را بر تصلّب مذهبی ترجیح میدهد.
https://www.nytimes.com/2026/06/25/world/islam-middle-east-politics-venezuela-europe-heat.html
✅ @omid_ramez
گزارش سایت "مارین ترافیک" نشان میدهد در یکی دو روز اخیر حداقل ۳ کشتی نفتی از مسیری غیر از مسیر تعیین شده ایران از تنگه هرمز خارج شدهاند.
حتی کشتی AL KHATM که دو ماه متوقف شده بود از مسیر جنوب خارج شده است.
با قویترین ارتش جهان نتوانستند در میدان تنگه هرمز را باز کنند اما در میز مذاکره اهرم پیروزی ایران در جنگ نامتقارن را گرفتند و حالا در حال عادیسازی مسیرهایی غیر از مسیر شمال (مسیر تعیین شده ایران) هستند.
https://www.marinetraffic.com/en/ais/home/centerx:56.1/centery:25.7/zoom:8
✅@omid_ramez