چه ایدهی نااازی شاخهنبات، میشه اینجا بگم و بذارم بمونه؟😭💞
قشنگترین روز پاییز برام اون چهارشنبهای بود که بعد از یه روز خستههه دیدم یه ماشین از جلوی در مدرسه رد شدددد و خانومی برام بای بای کرددد و بعد دیدم چچچچ این از دبیرای پارسالمههه که اصلاً واییذثنثمنثن😭😭😭 و بعد دیدم رفت بغل خیابون نگه داشتتت😭😭😭😭 ععررر من داشتم از ذوق تبدیل میشدممم😭😭😭 و خلاصه پرواز کردمممم رفتم اون طرف خیابون و بغل و بوس و اینا و چند دقیقههای صحبت کردم باهاش ولبیلنونلل😭😭😭 خلاصه که هنوز اون قضیه ذوقذوقیم میکنهههخ😭😭😭
و دومیشم دیشب بود که برای اولین بار موجودی دومثقالی به نام دخترعمو رو بغل میگرفتم😭😭😭😭😭😭 ای مادرررر😭😭😭
از صحبت کردن با جوجهاردک، رقیهخانوم، موز، فاضله و اوشن بلوی ناززز خیلی خیلی خرسند شدم، شبتون بخیرررر