لحظه به لحظه می رسد انگار
بوی گل از یک گوشه ی گلزار
آری صدای رود می آید
در یک مسیر سخت و ناهموار
رودی که جاری می شود هر دم
از خون صدها قمری تب دار
بال دو صد قمری شکست آری
صد مثنوی شد قصه ی ایثار
در آزمون عشق و دل دادن
یک قمریِ دلداده شد سردار
با دست مجروحش هزاران بار
شد نقطه ی پایانِ هر پیکار
لبخند زیبایش در آن سختی
می بُرد از قلب زمین زنگار
اسطوره ی پیکار و ایمان بود
دنیا کند این جمله را اقرار
آری چو مالک تا جهان باشد
هرگز نخواهد شد دگر تکرار
هجران او بر قلب یارانش
داغیست چون داغ در و مسمار
دنیا بدون قد رعنایش
طی می شود با وحشت و دشوار
طی می شود اما پر از آشوب
باجنگ های مبهم و بسیار
هر چند از آن جمعه ی پر رنج
ماندست این پیغام و صد مختار
ایران سرای مرد میدان است
این بیشه جولانگاه شیران است
✅برگرفته از کتاب اسطوره پیکار
@omolbaninbahrami
کانال شاعر ارزشی #امالبنین_بهرامی (ام.خزان)
#به_وقت_پرواز ⚘️🕊
۱:۲۰ بامداد جمعه....
🌹@omolbaninbahrami
کانال شاعر ارزشی #امالبنین_بهرامی (ام.خزان)
نور باران است اینک آسمان
از ولایت می دهد ما را نشان
وحی آمد بوسه زد جان نبی
شاه بیت شیعه می گردد علی
شهد ایمان ریخت در کام غدیر
تا ابد جاوید شد نام غدیر
تا ابد شاه نجف مولای ماست
سید و سالار و هم آقای ماست
ساخت پیغمبر جهازان را چو فرش
دست مولا رفت تا بالای عرش
از لبش "من کُنتُ مولا"جان گرفت
درد هجرانش کمی درمان گرفت
گفت بعد از من هدایت با علیست
هم علی و هم وصی و هم ولیست
شد منور چشم شیعه با غدیر
عید در عید است قربان تا غدیر
غرق شادی شد رخ ماه نبی
مرتضی شد حافظ راه نبی
شیعه تا دنیاست دینداری کند
حُبِ مولا تا ابد یاری کند
تا علی والی این دنیای ماست
راه ما راه صحیح انبیاست
حُبِ پیغمبر همان حُبِ علیست
تا قیامت شیعیان را او ولیست
شیعه را عید غدیر آید یقین
گشت چون حیدر امیرالمومنین
@omolbaninbahrami
کانال #امالبنین_بهرامی (ام.خزان)
🔺شهید حاج قاسم سلیمانی:
خامنهای عزیز را عزیزِ جان خود بدانید، حرمت او را حرمت مقدسات بدانید...
🌹 بهمناسبت ۱۳ رجب، ولادت امیرالمومنین، حضرت علی علیهالسلام و گرامیداشت روز پدر
@omolbaninbahrami
کانال شاعر ارزشی #امالبنین_بهرامی (ام.خزان)
ميانِ زندگي ات لحظه ها دقيق شدند
دو چشمِ نافذِ بيدار و شب شفيق شدند
چه قلبهايِ پرازجهلوكين وخودخواهي
كه با نگاهِ پر از مهرِ تو ، رقيق شدند
خوشا بحال ِ چه انگشتهايِ خوشبختي
كه با تبرّك دستِ تو ، با عقيق شدند
دلم به حسرتِ آن تيرها و تركش هاست
كه سالها به تنِ خسته ات رفيق شدند
صبور بودي و ماندي چو ذوالفقارِ علي
به بحرِ دانشِ تو،جهل ها غريق شدند
شكست كاسه صبرت وَصبحِجمعهدعات
كه مستجاب شد و زخمها عميق شدند
✅برگرفته از کتاب غزل اقتدار
🍃🍃🍃🥀🥀🍃🍃🍃
@omolbaninbahrami
🍃🍃🍃🥀🥀🍃🍃🍃
کانال شاعر ارزشی #امالبنین_بهرامی (ام.خزان)