eitaa logo
🇮🇷مُسکن های غیر کپسولی'-'
122 دنبال‌کننده
487 عکس
126 ویدیو
1 فایل
اندکی تفکر در متون؟! شاید.. حرفاتون: https://daigo.ir/secret/41371434691
مشاهده در ایتا
دانلود
من دوتا متن دیگه از چالشمونو گرفتم و الان میزارم^^
از بین درختان به سمت نیمکت آهنی سبز رنگ رفتم. روی نیمکت نم دار نشستم و خیسی گونه هایم را پاک کردم. پیرمردی رفتگر خش خش جارویش را نزدیک و نزدیک تر کرد. زیر لبش چیزی میخواند و دماغش را بالا میکشید. کاش حال خوب او را داشتم. چشم هایم را که می‌بندم چشم های مشکی لعیا چاقویی میشود در قلبم. صدای پیرمرد می آید: آتش داری؟ من اشاره به دلم کردم و گفتم: آری. قاتل میان گلویم را به پایین قورت میدهم. پیرمرد جارویش را به لبه‌ ی نیمکت تکیه می‌دهد و می‌گوید: شرو ور تحویل من نده. فندکی، کبریتی چیزی داری؟ لب باز کردم تا چیزی بگویم که با کف دست کوبید روی شانه ام: عاشقی؟ سری تکان دادم. سیگاری بین لب هایش گذاشت. دوچرخه سواری از جلومان رد شد. از او کبریتی گرفت. سیگار را آتش زد. کنارم نشست. دستم را بردم تا سیگار را از میان انگشتانش بگیرم. دستش را کشید. سیگار دیگری برایم در آورد. میان لب هایم گذاشت و در چشم هایم نگاه کرد: این نیز بگذرد
ولی فکرکردن به اون روز آخر مدرسه که با یه لبخند ژکوند برمیگردم میگم گوربابای همتون>>>🤍
من فقط از گالریم عکس پیدا کردم پس دقت نکنید اگر زیاد بهشون نمیخوره😅
هدایت شده از ‌Ԋҽɳαʂ'ꨄ
📝خودنویـــــس کتاب خوندن اینجوریه که... توی تاریکی، یک گوشه در حالی که خودت را درون پتو پیچیدی ، نشستی و یک گوی را محکم در آغوش کشیدی و ... [ اکنون من به گوی متصل ام و هزاران زندگی را تجربه میکنم.] گاه شاد، گاهی غمگین، گاهی ترسیده و گاهی مضطرب. گاه قهرمان زندگی و گاه شکست خورده ای ناامید... گاه زندگی ای معمولی و گاه پر از ماجراجویی. نفس نمیکشم... میمیرم. متولد میشم. محکوم میشم به مردن و زنده شدن، اما این لذت بخش ترین تجربه ی مرگ و زندگی این دنیا است. هناسᰔ...
بشر قدرتی دارد فراوان.. میتوان در نابودی کیهان صرف کند یا در آبادی‌اش؛ تصمیم مهم است و دست کم گرفتن این نیرو کاری بیهوده و اشتباه است. پس از جا برخیز و نعمتت را حرام مکن که تو تکّه‌ای از اللّه‌ی:)
: سلام گلی. خوبی؟ تو کانالت آرامششش دارم. فقط یه چی فکرمو مشغول می کنه... راستش نمیخوام ناراحتت کنم. فقط... راستش... آم... سقف کانالت کوچیکه... چطور بگم؟ نمیشه به چیزای بزرگتر فکر کنیم...؟ آخیش تونستم بگمش ^^ : نظر لطفته عزیزم^^ من حرفامو به عنوان یه حرف و بادی که میوزه نمیگم من به عنوان یه درس میگم که اولین شاگردش خودمم. منظورتو کامل نمیفهمم اگه میشه واضح بگو و سختش نکن برای خودت
هدایت شده از ᴰᵃᵈᵈʸ ᴸᵒⁿᵍ ᴸᵉᵍˢ
اونایی که دینیو میفهمن<<<<<<
وقتی ملتی دارن هنگام سحر دینی میخونن🥲<<<<<
امشب دعا کردن آدما یادتون نره:) التماس دعا ویژه
هدایت شده از ‌Ԋҽɳαʂ'ꨄ
منی که تو را آفریدم، از حال تو خبر ندارم؟! ....
ترکیب فیشنت دست و چادر دیگه چیه؟ هر چی این چادری خوشتیپایی که بیشتر از بقیه تو چشم بودنو نادیده گرفتیم چیزای عجیب‌تری پیدا شد:| اندکی فکر کنید چادر برای چیه بعد بیاید ترکیب بزنید.