پاییز که می شود؛ حواستان به آدم های زندگیِ تان باشد.
کمی بهانه گیر می شوند، حساس می شوند، "توجه" می خواهند!
دستِ خودشان که نیست، این خاصیتِ پاییز است؛ آدم ها را از همیشه عاشق تر می کند.
مگر می شود پاییز باشد و دلت هوای قربان صدقه های از تهِ دلِ کسی را نکند؟!
مگر می شود پاییز باشد و دلت هوس نکند، عاشق باشی؟!
که عاشقت باشند؟!
باد باشد ، باران باشد...و یک خیابان
پر از برگ های خشک و نارنجی...
تو باشی و تو،
تو باشی و او...
فرقی ندارد!
قدم زدن در بساطِ دلبرانه ی پاییز، همه جوره می چسبد:)
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
هدایت شده از 𝙳𝚊𝚍𝚍𝚢 𝙻𝚘𝚗𝚐 𝙻𝚎𝚐𝚜
یه حرفی خیلی رو دلم سنگینی کرده و داره وجودمو ذره ذره میخوره ...
تو به خاطر من خجالت میکشی و از دیگران معذرت خواهی میکنی این مشکل توعه ...
من همینم که هستم ،چرا منو قبول نمیکنی ؟ چرا منتظری یه روز تغییر کنم؟
من همین الانمو دوست دارم .
هیچ جا تو زندگیم احساس نکردم کارم اشتباهه !
اگر به این حس برسم ، قابلیت اینو دارم تغییر کنم .
اینکه به خاطر من خجالت میکشی ، منو آزار میده...
من تیکه ای از خوده توعم ، چرا از خودت خجالت میکشی !!
فقط بهم افتخار کن . مطمئن باش هیچ وقت به خاطر وجود من پشیمون نمیشی .
من به نوع خودم بهترینم ، پس کاری نکن که یه کوچولو باوری که به خودم دارم رو از دست بدم.
LOVEYOURSELF🙂
جودی
دنیا به آدمای شجاع و مهربون نیاز داره؛ تو جزوشونی؟ میخوای عضوشون باشی؟
#تکست :)
#شما : هرکسی که شجاعه نمیتونه مهربونم باشه و کسی که مهربونه نمیتونه شجاع هم باشه البته نمیتونه مطلقا هم یکیشون باشه پس بیا کسی باشیم که خودمون میخوایم نه چیزی که دنیامون میخواد نه چیزی که دنیا نیاز داره من خودم معتقدم میلیون ها میلیون ادم باید صرفه جویی کنند که ایندگان ، شاید منابع زیادی داشته باشند 😏 حتی اگر تصور کنین قبل از ماهم صرفه جویی کرده باشند بازم الان ما کمبود منابع دارم پس من به تنهایی نمیتونم تاثیر بزارم اگر فقط من شجاع و مهربون باشم برای دنیا هزاران هزار ادم با بداخلاقی با من برخورد میکنند طوری که از دنیا ناراحت شم پس برای اینکه از این دنیا توقع زیادی نداشته باشم و دلگیر نشم کاری هم براش نمیکنم پس الکی زندگیم رو عوض نمیکنم و حتی خیلی از خوشیهام رو برای ایندگان از بین نمیبرم خدای به این بزرگی تا الان مارو اورده کافیه اون بخواد همه میمیریم پس انقد دنیا هرکی هرکی نیست که اینده و دنیا و سرنوشت بقیه دست ما باشه
#من : ممنون بابت نظر دادنت عزیزم^^
قبلا گفتم یکی از دلایل ساخت چنل همین بود؛ ساخت دنیایی بهتر برای خودمون و بقیه. هدف بزرگی که باید مثل ضرب المثل "قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود" پیشبرد، البته نظر منه=) بازم ممنون بابت نظرت
هدایت شده از 𝙳𝚊𝚍𝚍𝚢 𝙻𝚘𝚗𝚐 𝙻𝚎𝚐𝚜
همسایه ها من این چند روز اصن حالم خوب نیست و نمیرسم چک کنم فقط میام یه درد و دلی میکنم و میرم
شما ببخشید و از اینکه صبوری میکنین سپاسگذارم 💚
#همسایه_کلبه_سبز
جودیه عزیز همه این مشکلات و مراحل رو میگذرونن و اگه تا اینجاش اومدی به خودت شک نکن و اینقدر ادامه بده که بعدها پشیمون نباشی برای تلاش نکردنت=))
به این فکر کن " اگه بیشتر از تصورات و رویاهات، تلاش هات ثمره داشت چی؟ اگه خیییلی بهتر شه چی؟ " وقتی به اون نقطه رسیدی به همه این تلاش هات نگاه میکنی و با غرور و لبخند از پیروزیت لذت ببر^^
پس تا اون لحظه بجنگ و قوی باش🫂✨
مسکنه های غیر کپسولی
هدایت شده از 𝙳𝚊𝚍𝚍𝚢 𝙻𝚘𝚗𝚐 𝙻𝚎𝚐𝚜
مسکن مرسی از اینکه انگیزه میدی و سعی میکنی حالمو خوب کنی .
حرفات مثل همون چتری میمونه که زیر بارون نمیزاره خیس شی
آرزوی بهترین ها برای طُ
به عنوان یک آدم وظیفم میدونم نزارم ناامیدی گسترش پیدا کنه حتی تو وجود یک نفر و سعیم همینه^^
مثال قشنگی بود ممنون*-*
و همچنین
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
"رها" شروع به حرف زدن کرد. همه سکوت کرده بودیم و گاهی با حرفاش موافقت میکردیم یا چیزی به حرفاش اضافه میکردیم.
تشنگی مجبورم کرد ازش چشم بگیرم. در مسیر برگشت چشمام به رها، نگاهم به "پناه" افتاد. چشماش خالی از هر حسی بود. انگار بیشتر تو فکر بود تا مشغول شنیدن حرف ها؛ تو ذهنم سوالی پیچید: نکنه من اشتباه فکر میکنم؟
دقت کردم و چند دقیقه چشم بهش دوختم. رشته بحث از دستم در رفته بود. فکرم معطوف پناه شده بود. داشت ترسناک میشد؛ مگه چه چیزی گفتیم که اینقدر تو افکارش غرق شده بود؟
حس خوبی نداشتم. میخواستم هر طور شده از فکر بیرون بیارمش؛ حسم میگفت این افکار از سم هم بدتره براش. اگر حرفی میزدم یا کاری میکردم حواس بقیه هم پرت میشد، فکری کردم و لامپ بالای سرم روشن شد.
پشت دستم صورت خندونی کشیدم و اروم دستشو گرفتم. یکم بالا پرید و با تعجب اول به چشمام بعد به دستامون نگاه کرد. موبایلم رو برداشتم و از دستامون عکس گرفتم. با تعجب پچ پچ گونه پرسید: چکار میکنی؟
همونطور مثل خودش جواب دادم: یهویی ایدش زد به سرم خاستم امتحان کنم.
لبخندی هم در آخر اضافه کردم. تک خندی کرد و فقط تو چشام نگاه کرد، بدون هیچ حرف و حرکتی؛ اما من حسش میکردم، میدیدم تشکر رو تو نگاهش و این برای من اندازه دنیا ارزش داشت:)
#خاطرات_خیالی
م̲س̲̲کن̲ه ه̲̲ای̲ غ̲ی̲ر̲ ̲ک̲پس̲̲ول̲ی̲
وقتی برنامت کنسل میشه و تو به نحو دیگه نگهش میداری ولی باز برات کنسلش میکنن اصلا حس جالبی نداره:)
#تکست