هدایت شده از صندوقچۀ نامهها.
. Ólafur Arnalds .08 - Excavating The Past.mp3
زمان:
حجم:
13.6M
اگر به خانهی من آمدی ای مهربان، چراغ بیاور و یک دریچه که بر آن به ازدحامِ کوچهی خوشبخت بنگرم.
@onlybook
همیشه هم اشکها مایه ی خیر نمی شوند. آنها وقتی شفابخش و سرورانگیزند که قبل از فرو ریختن مدت زیادی در سینه بجوشند و سپس فرو ریزند. اول بسیار شدیدند، ولی رفته رفته آرام تر و شیرین تر می شوند و خستگی گنگ و ملال آور ما را میزدایند...
ولی هستند اشکهایی که سردند، اشکهایی که با خِسٙت فرو می ریزند و قطره قطره مثل بار گرانی بی حرکت بر قلب سنگینی می کنند و از دل بیرون می تراوند، بی آنکه نشاطی ببخشند یا تسکین بدهند، اینها اشک های نیازند...
📚رودین
@onlybook
نیاز دارم که اطرافیانم ساکت باشند. نیاز دارم که همه موجودات در سکوت فرو روند، تا غوغای وحشتناک درون قلب من هم پایان یابد.
📚یادداشتها
_آلبر کامو
@onlybook
حکمت درد کمتر از حکمت لذت نیست. درد نیز مانند لذت، یکی از نیروهای بنیادین بقای نوع است؛ زیرا اگر غیر از این بود، نیروی درد مدتها قبل از بین رفته بود. جانکاه بودن درد دلیلی علیه آن نیست، بلکه عین ذات آن است. من در درد آن فرمان کاپیتان کشتی را میشنوم که میگوید:
"بادبانها را جمع کنید!" انسان، این جسور دریانورد، باید به هزار طریق یاد گرفته باشد که چگونه بادبانهای خود را تنظیم کند، وگرنه سرنوشت او به انتها میرسید و اقیانوس او را زودتر از اینها میبلعید.
📚حكمت شادان
@onlybook
آدمها به فراموشی محتاجترند تا به خاطره.
آدمها از خاطرات، خنجر میسازند و با خنجرِ خاطره خط میاندازند روی همهچیزِ زندگی.
زندگی خجالت میکشد که از ذهن بیرون بیاید، بسکه تنوبدن و سروصورتش خطخطی خاطرات است.
گاهی خاطره، خطرناکترین چیز جهان است.
📚سووشون
@onlybook