می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که تو هر آدمی یک جور بروز میکنه؛
یکی بدبین میشه،
یکی مهربون میشه،
یکی غمگین میشه،
یه سری هم از ترس واگیردار بودن رها میکنن میرن!
من تنها حسی که دارم دلتنگیه!
ولی یه سوال مثل خوره افتاده تو سرم،
اگه دیگه دلتنگ کسی نشم چی؟
📚قهوه سرد آقای نویسنده
@onlybook
می خواهم به یادِ من باشی
اگر تو به یادِ من باشی،
عین خیالم نیست که
همه فراموشم کنند...
📚کافکا در کرانه
@onlybook
به نظر من، مغز انسان در واقع شبیه یک انباری کوچک و خالی است، و آدم باید اثاثی را در آن انبار کند که خودش انتخاب می کند. آدم احمق هر جور تیر و تخته ای که پیدا کند آن تو می گذارد، طوری که برای دانشی که ممکن است به کارش بیاید، جایی باقی نمی ماند یا در بهترین حالت با کلی چیز دیگر قاطی می شود و به زحمت دستش به آن می رسد.
📚 اتود در قرمز لاکی
@onlybook
اگر هر داستانی پایان خوشی داشت دلیلی برای شروع دوباره نداشتیم..
📚سنگ کاغذ قیچی
@onlybook
داییام یکمرتبه ساکهایم را از دستم گرفت و به داخل کتابفروشی راهنماییام کرد. همین که پایم را به آنجا گذاشتم، بوی نا به مشامم حملهور شد. اتفاقی واژهٔ نا را با صدای بلند به زبان آوردم. داییام خندید و حرفم را تصحیح کرد: «یه لطفی بکن و سعی کن این بو رو رطوبت بعد از یه بارون صبحگاهی تصور کنی.»
📚روز ها در کتابفروشی موریساکی
@onlybook
اگر به کسی بگویید دوستش دارید و او به شما پاسخ دهد: "خوب، من تو را دوست ندارم"، آیا دلیلی برای رنج کشیدن شماست؟!
فقط چون کسی شما را رد کرده، به این معنا نیست که شما نیز خودتان را رد کنید.
اگر یک نفر شما را دوست ندارد، کسی دیگر شما را دوست خواهد داشت.
همواره یک نفر دیگر وجود دارد.
بودن با فردی که میخواهد با شما باشد، خیلی بهتر از بودن با کسی است که مجبور است با شما باشد.
📚 استادی در عشق
@onlybook