هرگز احساس خوشبختی نکرده بود. این نابسندگیِ زندگی از چه بود؟ از چه ناشی میشد؛ اینکه به هرچه تکیه میکرد، در جا میگندید؟
📚مادام بوواری
@onlybook
یاد گرفتهام آنهایی که بیش از بقیه از مرگ میترسند کسایی هستند که با حجم زیادی از زندگی نزیسته به مرگ نزدیک میشوند. بهتر است از همه زندگی استفاده کنیم. برای مرگ چیزی جز تفاله باقی نگذاریم. هیچچیز جز یک قلعه سوخته.
📚مامان و معنی زندگی
@onlybook
آنهایی که به تو آسیب رساندهاند، شایسته عشق و احترام نیستند. حتی اگر والدین تو باشند.
📚بدن هرگز دروغ نمیگوید
@onlybook
عادات را به سختی می توان ترک کرد و بی تردید، آموختن حقه های تازه به سگ های پیر، کار بیهوده ای است.
📚تیمبوکتو
@onlybook
من آن زنبورِ هرزهگرد نیستم که انگبین این گل را میمکد و سپس بهسراغ گل دیگر میرود. من مانند آن سوسکِ سیاهم که در سینهی گلی یگانه فرو میرود و در آن میزیَد تا سرانجام گلبرگها بههم آیند و سوسک در این بوس و کنارِ نهایی از دمزدن باز مانَد و در آغوش گلی که برگزیده است جان سپارَد!
ای یار، چنین است دلبستگی من به تو! تو آن گل لطیف و مهربانی که آغوش خود را در این دنیای دَنی بهروی من گشوده است. اندوه سیاه مرا در اعماقِ دل پُر مهرت دفن کن!
📚خانوادهٔ تیبو
@onlybook
هميشه به اين فكر مىكنم كه علت گريه چيست: در هنگام گريه، بدنمان در حال مبارزه با چيزی است كه ذهن و قلبمان نمیتوانند آن را توجيه كنند.
📚دور از خانه
@onlybook